تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
وصايت را براى صغيرِ در حال وصايت ، قرار داد ، مثل اين كه اين ترتيب در وصايت را بين دو كبير قرار بدهد ، جائز است . وفات يا جنون صغيرِ منضمّ به كبير اگر صغيرِ منضم به كبير وفات نمود ، يا آن كه بالغ شد در حال فساد عقل ، كبير منفرد به وصيت مىشود ، و محل مداخلهء حاكم نيست مگر آن كه وصايت بعد از بلوغ براى مجموع بوده باشد ، نه براى دو نفر ؛ مثل صورتى كه وصى ، دو كبير بوده باشند . و همچنين اگر صغير بعد از بلوغ و رشد ، وفات نموده ، وصيت براى كبير به نحو انفراد است مگر در صورت متقدمه ؛ پس امر دائر بين اخذ به ظهور ايصاء در استقلال هر يك از اوصياء ، يا قيام قرينه بر انضمام و وصايت مجموع است در جميع صور متصوره ، از حيث حاجت به مداخله حاكم و عدم آن . و در صورت ضم صغير به كبير ، اگر كبير تصرف كرد قبل از بلوغ صغير پس بالغ شد صغير ، حق نقض تصرفات كبير را ندارد ، زيرا قبل از بلوغ ، كبير مستقل است در جميع صور متقدمه ؛ و اگر مخالفِ وصيت عمل كرده است ، فى نفسه منتقض است . وفات كبير قبل از بلوغ صغير اگر كبير وفات نمايد قبل از بلوغ صغير ، وصايت بعد از بلوغ ، فعليّت مىنمايد به نحو استقلال براى بالغ ، و قبل از بلوغ ، محل مداخلهء حاكم است در آن چه فوت مىشود به سب انتظار بلوغ ، از مصالح موصى ؛ بلكه در هر چه كه وصى اگر بود مىتوانست انجام دهد .

اعتبار اسلام در وصىّ

معتبر است در وصى : « اسلام » ، پس وصايت كافر از مسلم ، جائز نيست حتى در امور متعلقهء به كافر بنا بر احوط . و مىتواند كافر وصى نمايد مثل خود را با عدالت در دين موصى يا وثوق و امين بودن با مطلق وصايت مشروعه در دين موصى ؟ اظهر اخير است در حكم به صحّت وصايت نزد ايشان ، مثل صحّت نكاح نزد ايشان .