فصل پنجم كيفيّت وصايت و شروط وصىّ
[ بحث اول ] جعل ولايت بر مولَّى عليه
در وصايت است و آن جعل ولايت بر تصرفات مربوطهء به موصى يا به كسانى كه موصى ولايت بر آنها داشته ، مثل صغيرها .
و معتبر است در نفوذ آن : عدم ردّ وصى به نحوى كه برسد ردّ او به موصى .
و محقّق مىشود وصايت به عبارت : « أوصيت إليك » و « فوّضت إليك » و « جعلتك وصياً » و « أقمتك مقامى في أمر أولادي ، يا : فى حفظ أموالهم و التصرف فيها » يا « ولَّيتك هذا الامر بعد موتى » . و اگر بگويد : « أنت وصيى » بدون ذكر متعلق ، اقتصار بر متيقن الاراده مىشود ، مثل حفظ مال و مئونه يتيم و واجبات ماليّه . و اگر بگويد : « ولَّيتك امر أولادي » ، شامل حفظ و تصرف مىشود .
[ بحث دوم ] شروط وصىّ
معتبر است در وصايت : عاقل بودن
وصى پس مجنون قابل آن نيست اگر چه ادوارى باشد .
و اگر وصايت را براى مجنون ادوارى در زمان عقل و ديگرى در زمان جنون اوّل قرار داد ، و همچنين اگر وصايت را به نحو غير مقيّد به استمرار قرار داد براى عاقل به طورى كه در زمان طروّ جنونْ مسلوب الولايه ، و در زمانِ عودِ عقلْ عود نمايد ولايت او ، و ولايت در زمان جنون او با غير يا حاكم باشد ، محتمل است صحّت وصايت در حدوث و بقاى به نحو مذكور ؛ و احوط استيذان از حاكم است با عود اعتدال عقلى ؛ اگر چه با التفات موصى به اين جهات و تصريح به آن ، ثبوت ولايت وصى در زمان اعتدال ، خالى از