تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

وصيّت براى قوم خود و عشيره

اگر وصيت كرد براى « قوم » خود پس منصرف است به طايفهء خاصه كه موصى از آن گروه است ، مثل ترك و كرد و عرب و فارس . و اگر در هر يك از اينها شعب و اصناف مختلف معروفين باشد ، به جامع قريب معروف عرفى محمول مىشود مثل صحرايى و متوطن ؛ و به اختلاف آراء و مذاهب و دسته بندى عقيدتى هم متعين مىشود . و اگر براى « عشيره » خود وصيت نمايد ، به قبيلهء كه اقرب جامع است بين خويشاوندان محمول مىشود .

وصيّت براى همسايه ها

و اگر براى « جيران و همسايه ها » وصيت كرد ، محمول بر متصل به حائط خانه از اطراف مىشود يا خصوص آن كسانى كه از اينها از درب منزل اشتراك در معبر دارند تا حدى كه معبرْ تغيير نمايد اگر چه به چهل ذراع نرسد يا از آن بگذرد .

وصيّت براى اهل بيت خودش

اگر وصيت نمايد براى « اهل بيت » خودش ، داخل است آن چه اصل يا فرع مضاف به صاحب خانه است از اولاد و آباء و اجداد ، از ذكور و اناث . و اوسع يا اضيق محتاج به قرينه است ، مثل عرف بلد موصى .

وصيّت براى حمل موجود

وصيت براى حمل موجود در حال وصيت ، صحيح است و مراعى به انفصال و ولادت او در حال حيات است ؛ پس اگر منفصل شد بعد از موت ، وصيت باطل است ؛ و اگر منفصل شد با حيات ، وصيتْ صحّت آن مكشوف است ، و در اين صورت نماءِ متخلل ، مال موصى له است . و اگر بعد از ولادت با حيات ، وفات نمود ، وصيتْ مالِ وارث آن حمل است و با قبول ولى از جانب حمل بعد از وصيت ، پس اگر بعد از ولادت با حيات وفات نمود ، وارثِ حمل ، مالكِ موصى به مىشود به ارث ، نه به وصيت تا حاجت به قبول وارث داشته باشد ، يا آن كه ردّ او مبطل باشد .