مشهوره در عمل اگر چه رجحانْ موافق قواعد كه انعتاق از نصيب ولد است ، خالى از وجه نيست .
و همچنين تخيير و رجحان در بدء به اعمال هر سبب از آن دو و وقوع زيادتى در ديگرى در صورت عدم كفايت يكى از آن دو جارى است ؛ و در اين تقدير زيادتى موصى به ، اعطا مىشود به موصى لها ؛ چنانچه در اين تقدير كه ترجيح انعتاق از نصيب ولد است ، اصل انعتاق به ملك عمودين يعنى جزئى از آن به سبب ارث است ، و زائد انعتاق او به نصيب ولد ، از مجموع متروكات است ؛ و اگر باز هم احتياج به سعى براى ورثه داشت ، از موصى به مأخوذ مىشود و سعى در زائد بر آن اگر باشد مىشود .
حمل اطلاق وصيّت بر تساوى
اطلاق وصيت محمول بر تساوى است و عدم فرق بين ذكر و انثى و قريب و بعيد و متوافقَين در ارث و متخالفَين مثل اعمام و اخوال يا ابن و بنت . و اگر قرينه اى بر تفضيل بود ، متّبع است اگر چه دال بر تفضيل مفضول باشد ؛ كما اين كه اگر بگويد : « على كتاب الله » ، محمول بر تفضيل در متفاضلين در ارث به همان نحو است .
وصيّت بر جماعت محصور و غير محصور
اگر وصيت كرد بر جماعتى محصور ، محمول بر تسويه مىشود . و اگر غير محصور بودند ، محمول بر مصرفيّت ايشان مىشود ؛ و صرف در بعضى اگر چه به اقل جمع نرسد ، مُجزى است .
وصيّت براى اقربا
اگر وصيت كرد براى « اقرباء » او ، پس آن كه عرفاً قريب او است ، مصرفيت دارد ؛ همچنين خويشان و نزديكان او ، بدون فرق بين وارث و غير و ذكر و انثى و مسلم و كافر ، مگر قرينه اى بر تخصيص باشد ، يا آن كه استفادهء استيعاب از قرينه بشود كه محمول بر حدّ محدود از اقرباء مىشود ، نه هر كه عرفاً قريب است .