شهادت زن ( 2 )
و شهادت زن كه اثبات ربع موصى به و مشهودٌ به مىنمايد ، متوقف نيست نفوذ آن بر يمين مدّعى بنا بر اظهر . و همچنين دو زن و سه زن و چهار زن ، در نصف و سه ربع و تمام موصى به و مشهود به ، متوقف بر يمين موصى له نيست ، اگر چه بنا بشود بر قيام چهار زن مقام يك مرد در غير وصيت به مال با ضميمه يمين مدعى در اثبات تمام مدعى .
و معتبر نيست در نفوذ شهادت زن در باب وصيت ، فقد مَرد ؛ بلى معتبر است عدالت در شهادت زن ؛ پس فاسقه و ذمّيه ، شهادت آنها در وصيت در اقسام مذكوره نافذ نيست ؛ و در آن موردى كه شهادت ذمى قبول است ، شهادت ذمّيه قبول نيست حتى در صورت فقد ذكور ايشان ، حتى در نسبت زن مسلمان با مرد مسلمان در آن چه اثبات مىشود از موصى به به واسطهء شهادت مرد و زن مسلمان .
كما اين كه ثابت نمىشود نصف موصى به با شهادت يك مرد مسلمان بدون يمين ، اگر چه مقتضاى اعتبار قياسى غير حجّت ، اثبات باشد .
و شهادت دو مسلمان عادل ، بر ولايت بر غير كاملها كه محل ولايت موصى بودهاند اثبات وصايت مىنمايد . و در اثبات به شهادت زنهاى با عدالت به تنهايى يا با ضميمه مردهاى با عدالت ، تأمل است در غير آن چه سابقاً ذكر شد در شهادت بر نفس مال براى موصى له .
و همچنين اثبات وصايت به ولايت ، به شهادت يك مرد عادل با ضميمه يمين مدعِىِ وصايت ، محل تأمل است ، بلكه مظنّهء اجماع بر عدم است ؛ و همچنين شهادت دو زن با عدالت با ضميمه يمين . و همچنين شهادت اهل ذمّه ، بر وصايت به ولايت ( در صورت نفوذ شهادت ايشان بر وصيت به مال كه صورت ضرورت و فقد دو مسلمان عادل باشد به نحو متقدّم ) محل تأمل است ؛ و موافق اطلاق آيه شريفه ، قبول است .
قبول شهادت عبد
اگر شخصى اشهاد نمود دو عبد خود را بر حمل كنيز خودش كه از او است پس