احتياط است .
و اظهر عدم اعتبار سفر است در قبول شهادت كتابيها در صورت ضرورت .
و اگر با ضرورت ، شهادت داد يك عادل با ذمّى ، اقرب اولويّت به قبول است ( در صورت عدم عدلين ) از شهادت ذميَّين ، اگر چه احوط ضمّ يمين با شهادت عدل واحد است .
شهادت زن
نافذ است در دعواى وصيت به مال ، شهادت عدل واحد با يمين موصى له . و همچنين قبول مىشود در مذكور ، شهادت يك عدل با دو زن با عدالت .
و قبول مىشود شهادت يك زن با عدالت در ربع مشهودٌ به ، و شهادت دو زن با عدالت در نصف آن ، و شهادت سه زن با عدالت در سه ربع آن ، مثل شهادت چهار زن با عدالت در جميع مشهودٌ به ، كه مشترك است اخير ، بين وصيت به مال و غير آن از دعاوى ماليّه .
شهادت يك مرد عدل
و شهادت يك مرد عادل در نصف ، محتمَل است ، به اعتبار اين كه به منزله دو زن است . و احتمال دخالت تعدّد در اثبات نصف به نحوى كه شهادت يك زن در ربع از نفوذ شهادت دو زن در نصف استفاده نشود ، ضعيف است .
و اما شهادت يك مرد عادل در ربع مشهودٌ به ، پس ثابت است بنا بر اظهر از اولويّت او از يك زن عادل كه شهادت او مثبت ربع مشهودٌ به است .
شهادت خنثى
و همچنين نافذ است شهادت خنثاى مشكل با عدالت او ( كه زائد است در او احتمال رجوليّت ) در ربع مشهودٌ به از وصيت به مال .
و همچنين شهادت دو خنثاى مشكل با عدالت ، در نصف . و شهادت سه خنثاى مشكل با عدالت ، در سه ربع مشهود به از وصيّت به مال . و شهادت چهار خنثاى مشكل با عدالت ، در تمام مشهود به از دعاوى ماليّه .