تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
معتَق است منافع خود را ، يعنى عدم مالكيّت وارث معتِق منافع او را ، اگر چه احوط صلح با ورثه در عامه منافع است .

سقى يا تعمير در وصيت به منافع مؤبّده خانه و نخل

و در مثل خانه و نخل اگر وصيت به منافع مؤبّده يا موقته باشد ، هيچ كدام از موصى له كه مالك منفعت است يا وارث كه مالك عين ، اجبار بر سقى يا تعمير نمىشود ، نه براى مصلحت مال خود و نه براى مصلحت مال غير ، و هيچ كدام ممنوع نمىشود از اصلاح اگر اراده آن را بنمايد .

جواز تصرّف معاملى در آن چه وصيّت به منافع آن شده است

ورثه مىتوانند تصرف معاملى نمايند در عين رقبه اى كه به منفعت او به نحو توقيت يا تأبيد وصيت شده باشد ، به مثل بيع عين يا عتق او ، مگر در مواردى كه بيع مسلوب المنافع سفه باشد ؛ و حق موصى له محفوظ است در تبادل مالكهاى عين ؛ اگر چه براى مشترى خيار است با جهل به وصيت . و چون وصيت تمليك است ، پس ورثهء موصى له ، مالك منافع بعد از موت او مىشود و براى آنها است آن چه براى مورِّث بوده است . و عينْ در يد موصى له ، امانت مالكيّه است ، و تلف آن بدون تفريط ، موجب ضمان موصى له نيست . و التقاط و اصطياد عبد موصى به ، موجب تملَّك موصى له است ، نه وارث كه مالك عين است يا خود عبد در صورت انعتاق او . و ولد جاريه ، از منافع مملوكه موصى له نيست ؛ بخلاف عقر او كه عوض بضع او است ، در موردى كه عوض داشته باشد . و جواز وطى وارث كه مالك عين است جاريهء موصى بها را ، در صورت عدم منافات با حق موصى له ، مثل تقبيل و نظر و لمس ، بى وجه نيست . و همچنين اگر از وارث حامل شد ، ام ولد مىشود ؛ بخلاف موصى له كه به مجرّد تملك سائر منافع ، مباح نيست
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 367 | الشيخ محمد تقي بهجت