وصيت به خدمت عبد
و اگر در صورت وصيت به خدمت ابديهء عبد ، غير همان عبد را مالك نبود ، پس تقويم مىشود عبد با تمام منافع ، و ثلث آن قيمت از منفعت مال موصى له مىشود .
و آيا به مقدار ثلث ، استيفاى آن منفعت مىكند پس برمىگردد به ورثه ؟ يا تبعيض مىشود همان منفعت ، و بعض آن ( كه در قيمت ، ثلث قيمت مجموع عبد با منافع است ) مال موصى له مىشود تا ابد ( يعنى نقص واقع مىشود بر تأبيد ، و تحفظ بر تمام منفعت مثل خدمت مثلًا مىشود ) ؟ يا آن كه نقص بر منفعت مىشود ، و تحفظ بر تأبيد مثل خدمت يك ساعت در روز تا ابد ؟ محتمل است وارث مخيّر باشد در صورت تساوى در نفع و ضرر بر موصى له و عدم قرينه بر زيادتى اعتناء موصى در وصيت خود به يكى از اين دو جهت .
اگر موصى به ، خدمتِ عبد در مدة معينه باشد ، نفقه عبد بر وارث است ، و همچنين دابه و شجر و بستان . و اگر منفعت مؤبّده است پس اولويت موصى له به انفاق بر او موافق ارتكاز است ، اگر چه توافق او با وارث احوط است ؛ و محتمل است اتحاد حكم در صورت عتق موصى به ، چنانچه محتمل است بر بيت المال باشد به واسطهء عجز مسبّب از مملوكيت جميع منافع ، اگر چه مرتكزْ تغريم منتفِع است كه موصى له است ، در اينجا و سابق .
اگر خدمت موصى به به نحو تأبيد يا توقيت ملك موصى له شد به قبول او وصيت را ، پس ردّ آن به ورثه به يكى از نواقل است اگر چه صلح باشد ، نه به مثل اسقاط يا هبه ؛ چنانچه اگر موصى له قبول نكرد ، داخل ملك موصى له و خارج از ملك واقعى وارث نمىشود ، مگر آن كه متعلَّق اسقاط ، حق تملك به قبول باشد كه سقوط و ردّ به ورثه در صورت تحقق اسقاط قبل از قبول ، خالى از وجه نيست .
و اگر عتق كردند ورثه ، عبدى را كه وصيّت به همه منافع او شده است ، پس اگر عتق بعد از قبول موصى له باشد حكم آن ظاهر شد ، و اگر قبل از قبول او باشد اظهر تملك