شجره ) حمل مىنمايد بعد از وصيت و قبل از موت ايضاً نافذ است ؛ و به هر چيزى كه ممتنع الوجود قبل از موت نباشد بلكه ممكن و محتمل باشد ، مترقب و متوقع باشد يا نه ، نافذ است ؛ چنانچه سابقاً در زيادات متجدده بعد از وصيت و قبل از موت ذكر شد . و جواز تعليق به موت ، مستلزم جواز تعليق به حوادث قبل از موت است ، بلكه بعد از موت هم اگر سبب قبل از موت باشد مثل صيد در شبكه منصوبه موصى .
وصيت به سكناى خانه
و همچنين صحيح است وصيت به سكناى خانه اى ، با ضبط به مدت از اوّل يا آخر يا هر دو ، با اتصال مدت مضبوطه به موت يا انفصال ، يا عدم ضبط به مدت يعنى به نحو عموم ما دام كه عين خانه باقى است . و اگر موصى به ، ميوهء درختى بود ، داخل است ميوه موجود در حال وصيت ، مگر با قرينه بر خروج .
وصيّت به منفعت ابديّه عين
وصيت به منفعت ابديهء عين صحيح است ، كما اين كه به منفعت محدودهء معيّنه صحيح است . و در صورت اولى تقويم مىشود عين مسلوبة المنافع ( يعنى منافع مترتّبه بر بقاى مملوك در ملك ، نه غير آنها ، كه باقى است براى مالك عين مثل عتق و اكل لحم حيوان مشرف به موت بعد از ذبح و به لحاظ آنها براى عين قيمتى باقى است ) و غير مسلوبة المنافع و تفاوت از ثلث اخراج مىشود و بقيه در ملك وارث مىشود . بنا بر اين صحيح است وصيت به عين براى شخصى و به منفعت ابديّه براى ديگرى ، و وصيت به خصوص عين براى شخصى به نحوى كه تمام منافع ابديه براى ورثه باقى باشند . و در موضعى كه هيچ براى عين قيمتى نباشد ، چون هيچ منفعتى مترقّب نيست ، تمام قيمت عين منفعت دار از ثلث اخراج مىشود .
و همچنين اگر موصى به ، بعض منافع باشد مثل لبن ، پس عين با استثناى آن منفعت و بدون استثنا ، تقويم مىشود و تفاوت از ثلث اخراج مىشود ؛ و اگر ثلث وافى نباشد ، به مقدار ثلث از آن منفعت ( مثل لبن ) براى موصى له مىشود .