بعينه ، جائز نيست رجوع ، اگر چه به سبب اتلاف موهوبٌ له باشد . و تلف غير منافى با صدق آن ، تاثيرى در عدم جواز رجوع ندارد ، مثل تلف ناخن و مو . و با انفصال ابعاض موهوب از همديگر ، اظهر جواز رجوع در بعض باقى است ، نه تالف .
عدم جواز رجوع در هبهء معوّضه
و جائز نيست رجوع واهب با تعويض موهوب ، و دفع عوض به عنوان عوضيّت ، و قبول آن ، و قبض آن به همين عنوان ، چه شرط در عقد هبه بوده يا نه ، چه آن كه عوض كثير باشد يا قليل .
عدم جواز رجوع در هبه به تصرّف موجب تغيّر عين
و همچنين اظهر عدم جواز رجوع در هبه است بعد از قبض با تصرف موجب تغير عين ، مثل بريدن ثوب ؛ يا ناقل از ملك اگر چه نقل لازم نباشد ، نه غير آنها مثل سكنى و ركوب دابه و حلب آن . و در تصرف به وطى امه و مكاتبهء مملوك و رهن موهوب ، تأمل است . و در تقدير شك در قيام عين بعينها ، مقتضاى اصل ، جواز رجوع است .
استحباب هبه به ارحام
مستحب است عطيّهء ارحام ؛ و متأكد است در والدين و اولاد ، در غير آن چه واجب است انفاق آن . و اگر محتاج باشند به نحوى كه ترك صله ، قطع محرّم باشد ، مورد وجوب است .
استحباب توبه بين اولاد در هبه
مستحب است تسويه بين اولاد در عطيّه ، يعنى به همه مساوى دادن ، اگر چه مختلف باشند در ذكوريت و انوثيّت ؛ نه مختلف دادن ، يا به بعضى دون بعضى دادن .
جواز رجوع در هبهء زوجين
در هبهء احد زوجين به ديگرى بعد از قبض ، خلاف است در جواز رجوع ، و اظهر - چنانچه منسوب به اكثر است جواز رجوع است ، و احوط ترك رجوع يا ارجاع است .