وقف بر اولاد واقف اگر وقف كرد بر اولاد واقف ، داخل مىشود اولاد اولاد بنا بر اظهر . و اگر گفت : « بر اولاد و اولاد اولاد » پس تصريح است به عدم اشتراط انقراض بطن اوّل در دخول بطن دوّم ، و به عدم مانعيّت حيات والد از دخول ولد او ، و منحصر به بطن دوّم نمىشود بنا بر اظهر .
اگر گفت : « وقف بر اولادم كردم و پس از انقراض ايشان و انقراض اولاد اولاد بر فقرا » ، اظهر دخول اولاد اولاد در وقف است به مناسبت لزوم تأبيد در وقف كه منقطع الوسط ، فاقد آن است ، و رعايت استخدام در عبارت ، محذورى ندارد با قوّت لزوم تأبيد .
7 - اگر مسجدى را وقف كرد پس خراب شد ، يا خراب شد قريه اى كه مسجد در آن است ، به نحوى كه ممكن نشد انتفاع مشروع به آن مسجد ، از وقفيّت خارج نمىشود ، و زمين آن مسجديّت آن باقى است . و در جريان اين حكم در مساجد مبنيّة در زمينهاى مفتوح العنوه كه در اصل ، مملوك شخص نبوده تأمل است .
و اگر سيل ميّتى را بُرد و كفن بدست آمد بى فائدهء محتمله ، بر مىگردد به ورثهء ميّت .
وقف خانه
8 - اگر وقف كرد « خانه » را به اين عنوان و براى منافع خانه ، باقى است با بقاى آن و زائل است با انهدام آن ، و جائز نيست منهدم نمودن به اختيار . و پس از انهدام ، در اختصاص آن به موجودين قبل از انهدام از موقوف عليهم يا رجوع آن به ورثه واقف ، تأمل است .
و اگر وقف كرد « آن را كه خانه است » بدون تقييد ، و براى جميع منافع متصوّرهء آن ، باقى است اگر چه هيچ از آن جز زمين نماند ، و بايد منتفع به منافع زمين بشوند اگر بدون اختيار منهدم شد يا تغيير كرد . و تغيير اختيارى آن به احسن و انفع مانعى ندارد ، بلكه به مساوى هم با توافق با كسانى كه اختيار وقف با آنها است ، بر حسب آن چه سابقا ذكر شد .