معناى امانت در مقابل خيانت مثل عدالت راوى در مقابل كذب لهجه خالى از وجه نيست .
و اگر شخص عادلى را ناظر قرار داد ، پس اگر عدالت او زائل شد و بنا بر اعتبار عدالت يا عدالت خاصه گذاشتيم ، حاكم ضميمه مىنمايد عادل يا امينى را با آن شخص ؛ و اگر عدالت يا عدالت خاصه عود كرد ، استقلال شخص مخصوص عود مىنمايد .
عدم جواز عزل ناظر با فرض قبول موقوف عليه
اگر ناظرى در وقف تعيين شد و موقوف عليه يا قائم مقام او قبول كرد ، عزل او از طرف واقف يا موقوف عليه ، جائز نيست از روى اختيار بدون عذر شرعى . و عزل واقف مطلقا تأثيرى ندارد .
استقلال و اشتراك در فرض جعل دو ناظر
و اگر دو نفر را ناظر قرار داد ، پس جواز استقلال براى هر يك ، موقوف به جعل واقف و استظهار از عبارت او است ؛ پس اگر بگويد : « زيد و عمرو ناظرند » اظهر استقلال است ، و اگر بگويد : « زيد با عمرو ناظر است » اظهر انضمام و اشتراك است . و در صورت دوّم اگر يكى عاجز شد يا وفات كرد ديگرى مستقل نمىشود ، بلكه محتاج به ضمّ امين حاكم است .
وظيفهء ناظر
و وظيفه ناظر ، عمل به قرار واقف است كه در موقوف خاص عمل نمايد . و اگر تعيين نكرد ، آن چه متعارف است در خصوص آن موقوف و مربوط به ناظر است ، و آن عبارت است از : اعمالى كه وظيفه حاكم است در صورت عدم ناظر ، و آنها مقدماتِ انتفاعِ موقوف عليه است ، و انتفاع ايشان بعد از وصول منفعت به ايشان ، مربوط به خود ايشان است بعد از فراغ از تعيين واقف نه ناظر يا حاكم .
اختيارات حاكم و عدول مؤمنين در وقف
و اظهر ولايت حاكم است در جميع موقوفات با عدم تعيين واقفْ ناظر را . و با عدم