موقوف عليه است ، يا آن كه داخل در عين موقوفه است ، و به اختلاف درختها و محل آنها ، مختلف مىشود .
[ بحث دوم ] در شرايط موقوف است
صحّت وقف غير عين
صحيح است وقف عين شخصيّه كه قابل انتفاع با بقاى آن باشد . اما وقف آن چه در ذمّه ثابت است ، يا وقف كلَّى فى المعين با تكميل وقف با قبضِ موجبِ تعيين در عين خارجيه ، پس جواز آن با شروط ديگر ، خالى از وجه نيست .
و جائز نيست وقف منفعت ، چنانچه از تعريف وقف ظاهر شد .
لزوم داشتن منفعت محلَّله غير تالفه
و فرقى با رعايت ضابطِ متقدّم بين زمينها و جامه ها و فرش و قنديل و آلات مباحه كه منافع محلَّله دارند ، نيست . و بين منقول و غير آن فرقى نيست . و تأبيد لازم ، مراد از آن ، عمر عين است اگر چه كوتاه باشد ، مثل يك دسته گل يا ريحان ؛ پس آن چه منفعت ندارد يا منفعت آن محلَّل نيست يا آن كه منفعت آن در اتلاف آن است مثل مأكولات ، وقف بر آنها صحيح يا معقول نيست .
و فعليّت انتفاع لازم نيست ، بلكه تهيؤ كافى است ، مثل وقف صغير از كنيز و غلام براى انتفاعات بعد .
وقف كلاب مملوكه
و وقف سگهاى مملوكه مثل كلب صيد و زرع و گله گوسفند جايز است ، بلكه وقف اينها جائز است بدون ابتناء بر قول به ملك ؛ بخلاف غير اينها كه منافع محلَّله ندارند ، مثل كلب هراش ، و مثل خنزير نسبت به مسلمانان ، بخلاف وقف كافر آن را بر كفار .
لزوم قدرت بر تسليم عين موقوفه
و بايد قدرت بر تسليم با تسلَّم عين موقوفه حاصل باشد ؛ پس وقف آبقْ صحيح نيست و همچنين امثال آن . و تعقّب وقف به قبض و تسلَّم ، كافى در صحّت آن است .