تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

انهدام مسكن مورد اجاره

اگر منهدم شد مسكن واقع در مورد اجاره و ممكن نشد اعادهء آن و فوت شد امكان انتفاع به آن ، اجاره منفسخ مىشود در آن چه بعد از انهدام از مدت باقى مانده است و موجر مستحق قسط گذشته از مسمّى است . و اگر ممكن شد اعادهء آن و اعاده نمود به طورى كه چيزى از منفعت فوت نشد ، باطل نمىشود . و اگر از روى اختيار اعاده نكرد حق فسخ براى مستأجر ثابت است . و همچنين اگر اعاده كرد بعد از گذشتن مدتى از انهدام به طورى كه متضرر بشود مستاجر از تبعّض منفعت ، فسخ مىنمايد ، و فقط مؤجر ، قسط منفعت استيفا شده قبل از انهدام را از اجرت مقرره ، مستحق است . و معتبر قدرت بر تسليم در زمان استيفاى منفعت واقع در مورد اجاره است نه در زمان عقد .

اتحاد تعذّر شرعى با عقلى در حكم

تعذّر شرعى در عدم جواز استيجار ، مثل عقلى است ، مثل استيجار براى كشيدن دندان صحيح بى غرض عقلائى مشروع ، يا قطع يد صحيحه ، يا استيجار جنب يا حائض براى كنس مسجدى با مباشرت آنها . و اگر در زمان اجاره ، دندان مثلًا درد داشت و در زمان كشيدن آن درد آن ساكن شد به طورى كه سلامت آن كشف شد ، اجاره منفسخ است .

دائره اختيار زن در استيجار

و مىتواند زن اجاره بدهد خودش را بدون اذن شوهر ، در آن چه منافات با حق استمتاع زوج ندارد و معلوم است عدم منافات آن . و همچنين در منافى با اذن زوج . و در اجاره صحيحهء بدون اذن ، اگر حادث شد منافات به سبب اراده زوج استمتاع را در غير وقت احتمال ، اظهر ثبوت خيار است براى مستأجر مطلع .

فرض غصب در اجارهء در عمل ذمّى

و اگر اجاره در عمل ذمّى بود پس غصب شخص مثل غصب عبد خيّاط در اجاره براى خياطت ، و غصب دابه از موجر قبل از قبض براى اجارهء حمل موجب بطلان يا