ضامن است آن كه در يد او است .
و اگر تأخير ايصال ، به واسطهء جهل به وارث يا انحصار او باشد ، اقرب معذور بودن و عدم ضمان است در زمان فحص لازم ، در غير متيقن الاستحقاق كه بايد و اصل يا به حكم آن به صاحب و مستحِق آن باشد ؛ و بعد از فحصْ عمل به وظيفهء شرعيهء خود صاحب يد بر وديعه ، از حيث علم يا ادّعاى آن يا جهل يا عمل به وظيفهء جاهل مىشود ؛ و ضمان و عدم آن ، تابع تشخيص و عمل به وظيفه است .
لزوم حفظ وديعه به نحو مناسب
و بايد وديعه حفظ شود در محلِّ معتادِ مناسبِ حفظِ شخصِ وديعه ، مثل آن كه ثوب و كتاب در صندوق ، و دابه در اصطبل محفوظ مىشود ، بلكه كافى است آن چه معتادِ ودعى و اهل محل او اموال خودشان را كه از صنف وديعه باشند ، به آن نحو محفوظ مىنمايند و با عمل به آن ، در عرفْ خائن و مضيّع و مفرّط معدود نمىشود ، بخلاف اكتفاى به حفظ در محل حفظ صنفى ديگر از ودائع و زمانى ديگر ، و مكان ديگر از قبيل مواضع مناسبه كه صحرا نشينان براى حفظ اصناف اموال تهيه مىنمايند يا صندوق مشترك يا خانه مشترك ، مگر آن كه كفايت آن براى حفظ اموال مختصهء ودعى ، موثوق به باشد .
و لازم است بر ودعى ، سقى حيوان اگر وديعه باشد اگر چه غير آدمى باشد ، و اطعام مناسب او اگر چه عرض علوفه باشد بر حسب معتاد ؛ و احتياجى به امر خصوصى مالك ندارد لزوم آن بعد از قبول وديعه .
پس با تقصير در بعضى از اين امور ، مفرّط و ضامنِ تلف بعد از تقصير است . و اگر عين نفقه محتاج به بذل باشد ، پس واجب است بذل آن اگر چه با نيّت رجوع باشد ، با استيذان از مالك يا وكيل يا ولى او ، اگر چه نوبت به حاكم شرع برسد ، و در اين صورت متّبعْ طريقهء حاكم است در امر او به بذل مال خود به نيّت رجوع بر مالك ، يا آن كه خود حاكم استدانه نمايد بر مالك ، يا بيعِ بعضِ وديعه نمايد براى نفقه ، يا نصب امينى براى اين امر نمايد ؛ و اگر متعذر شد ، خودِ ودعى انفاق مىنمايد ، بعد از اشهاد يا محض نيّت رجوع