تحولات اين زمان ، آنها را به سوى ما كشانيده است كاملًا روشن مىگردد ، و معلوم مىشود ، ما هرگز قائل به تناسخ يا حلول و اتحاد و تجسيم نبودهايم ، و هيچ فرد حقيقت جو و آگاهى نمىتواند چنين نسبتهاى ناموزونى را به ما بدهد . « 1 »
خلاصه اينكه اگر منظور احمد امين از شيعه آن فرق منقرض شده و بيگانهء از اسلام كه شايد امروز در كل عالم اثرى از پيروان آنها يافت نشود ، بوده باشد ؛ ممكن است بگوييم آنها چنان عقايدى را داشتهاند . ولى آنها را با « شيعهء اماميه » و پيروان اين مذهب زنده چه كار ؟ آيا چنين نسبتى به آنها يك ظلم آشكار و اشتباه بزرگ نيست ؟ !
اگر راستى منظور او از شيعه اين گروه معروف و بزرگى كه ميليونها نفر از مسلمانان جهان را تشكيل مىدهند بوده باشد مرتكب خطاى بزرگ و غير قابل بخششى شده و ما از او درخواست دليل مىكنيم ، از او مىخواهيم كه شاهدى بر درستى مدعاى خود ، از يكى از كتابهاى دانشمندان شيعه - اعم از گذشته و حال - بياورد .
درهر صورت از مجموع اين گفتار به خوبى روشن شد كه تمام سخنان « فجرالاسلام » دربارهء شيعه بى اساس و همه ادعاى ايشان ، بدون مدرك و دليل است .
ما نمىخواهيم در اينجا كتاب « فجرالاسلام » را از تمام جهات بررسى كنيم ، و همهء نقاط ضعف و اشتباه و افكار نادرست و سفسطههاى نويسندهء آن را
هامش
( 1 ) . توضيح كامل اين بحث را در چند صفحهء قبل دربارهء طايفه « غلات » ذكر كرديم مطالعه فرماييد . در حقيقت اين فرق گمراه كه امروز از آنها تقريباً اثرى نيست از نام مقدس شيعه سوء استفاده كرده و براى پنهان ساختن افكار انحرافى خود در ماسك پيروى از اهل بيت عليهم السلام خود را نشان دادهاند ، و متأسّفانه جمعى از نويسندگان اهل سنّت نيز از سوء استفادههاى آنها ، سوء استفاده نموده ! و خرافات و افكار انحرافى اين دستهها را به ما نسبت دادهاند تنها به جرم اينكه آنها با ما در لفظ « شيعه » هم نام هستند و خودشان را به نام شيعه معرفى مىكنند