كسى نزد « جعفر بن سليمان » آمد و گفت : فلان شخص كافر است !
گفت : به چه دليل ؟
گفت : او خارجى ، معتزلى ، ناصبى ، حرورى ، جبرى و رافضى است ! كه به « على بن خطاب » و « عمر بن ابى قحافه » و « عثمان بن ابى طالب » و « ابوبكر بن عفان » دشنام و ناسزا مىگويد ! و نسبت به « حجاج » كه كوفه را بر سر « ابوسفيان » خراب نمود و با حسين بن معاويه در روز قطائف ! ( گويا منظورش يوم طف يا يوم طائف بوده ! ) جنگ كرد ! ! بدگويى مىكند .
جعفر بن سليمان پس از شنيدن اين عبارات سراپا اشتباه گفت : « خدا مرگت دهد ، نمىدانم بر چه چيز تو رشك ببرم و حسد بورزم ؟ آيا بر اين علم سرشار تو به انساب يا اطلاعات تو در زمينه اديان و عقايد و مذاهب » ؟ ! « 1 »
شيعه و عبداللَّه بن سبأ
اما « عبداللَّه بن سبا » كه او را به شيعه مىچسبانند ، يا شيعه را به او مىچسبانند « 2 » ،
هامش
( 1 ) . يكى ديگر از منابع اطّلاعات آنها افسانهها و شايعاتى است كه در افواه عوام مشهور است ، آنها بدون اينكه توجه به وضع اين افسانهها و شايعات خرافى كنندو بدانند اينها به پشيزى نمىارزد ، در كتابهاى خود نوشتهاند ، مثلًا اين مطلب مضحك كه در كتابهاى عدّهاى ديده مىشود كه شيعه هر صبح و شام در برابر سرداب سامرا ( محل عبادت چند نفر از امامان ) جمع مىشوند و فرياد مىزنند اى امام ما بيرون بيا ! . . . يكى از اين افسانه هاست كه امروزه هر فرد شيعهاى به آن مىخندد و مدركى جز افواه عوام ( آن هم بعضى از افرادى كه در نقاط دوردست از شيعه زندگى دارند ) ندارد
( 2 ) . اين اتهام در كتابهاى بسيارى آمده است : ر . ك : الشيعة والسنة ، تأليف رشيد رضا ، ص 4 - / 6 ( به نقل ازعبداللَّه بن سبأ ، ترجمهء فهرى زنجانى ، ج 2 ، ص 47 ) ؛ پرتو اسلام ، ص 302 ؛ شهسوار اسلام ، از گابريل دانگيرى ، ترجمهء كاظم عمادى ، ج 5 ، ص 273 ؛ مجله الازهر شماره بعد به سرمقالهء احمد عرفات قاضى ؛ الموسوعة الميسّرة فى الاديان والمذاهب المعاصرة ، چاپ سعودى ؛ نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام ، ص 18 از على سامى النشار والمذاهب الاسلامية .
شمارى از مستشرقان هم طرفدار اين تهمتند . نيز ر . ك : النشأة التشيع ، ص 50 و 51 ؛ الامام الصادق والمذاهب الاربعة ، ج 6 ، ص 456 - / 460 ؛ بحوث فى الملل والنحل ، ج 6 ، ص 127 و 128