تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مىشود ولى نه اعتقاد به آن از واجبات است و نه انكار آن از محرمات ، و به عبارت ديگر تشيّع از نظر وجود و عدم ، وابسته و متّكى به آن نيست . « 1 » در حقيقت موضوع رجعت درست مانند پاره‌اى از پيشگويىهاى پيشوايان اسلام از حوادث آينده جهان است مانند فرود آمدن عيسى عليه السلام از آسمان و ظهور دجال و خروج سفيانى و امثال اين قضايا كه ميان تمام طوائف مسلمانان مشهور مىباشد . نه اينها جزء اصول و اركان اسلام است و نه انكار آن موجب خروج از دين مىگردد ، همانطور كه اعتقاد به آنها به تنهايى دليل بر پذيرفتن اسلام نمىباشد . وضعيت رجعت از نظر شيعه عيناً مشابه اين قضاياست . گذشته از اين ، به فرض اينكه قبول كنيم كه عقيده به رجعت يكى از اصول مذهب شيعه است آيا تنها اتحاد عقيده در يك قسمت با يهود موجب مىشود كه بگوييم يهوديت در آيين شيعه خودنمايى كرده است ؟ ! اين سخن درست مثل اين است كه كسى بگويد يهوديت در آيين اسلام خودنمايى كرده ، زيرا « يهود » معتقد به خداوند يگانه‌اند و « مسلمانان » نيز عقيده به يكتايى خداوند دارند ، آيا اين ، يك منطق بى اساس و استنباط غلط و بىپايه نيست ؟ علاوه بر همهء اينها اى كاش اين افرادى كه در گذشته و حال در موضوع رجعت بر شيعه خرده‌گيرى كرده و مىكنند ، معناى رجعت را مىدانستند ، و مىفهميدند شيعه در اين باره چه مىگويد ؟ آيا محال است خداوند توانا جمعى را پس از مرگ زنده كند و دوباره لباس
هامش
( 1 ) . منظور « مؤلف » اين است كه مسأله « رجعت » با اينكه از مسلّمات مذهب شيعه است در عين حال جزء اصول اعتقادى اين مذهب نيست ، و يكى از پايه‌هاى معتقدات شيعه را تشكيل نمىدهد و مانند مسألهء « عدل » يا « امامت » و يا مسائل مربوط به صفات پيغمبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام و امثال آن نمىباشد
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 90 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء