تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
من در نظر نداشتم هيچ يك از اين مطالب را به رشته تحرير در آورم اما بىاختيار قلمم اين راه را پيمود و اين حقايق را تشريح كرد ، اميد است نويسندگان معاصر و آيندگان ، هنگام نوشتن فكر كنند چه مىگويند و چه مىنويسند و بدون تحقيق هر چه بر قلم آنها جارى گشت ننويسند ( و بدانند قلم‌هاى نقاد و موشكافى به دنبال آنهاست و گفته‌هاى آنان را مو به مو بررسى و تجزيه و تحليل مىنمايند ) . اميرمؤمنان على عليه السلام چقدر عالى فرموده : « لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَقَلْبُ الأحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ » « 1 » ؛ زبان مرد دانا و فهميده در پشت قلب اوست ( نخست فكر مىكند بعد سخن مىگويد ) ولى قلب نادان در پشت زبان او قرار دارد ( نخست مىگويد و بعد فكر مىكند ! ) .

تهمتهاى ناروا به شيعه

اكنون قسمتى ديگر از گفتار « احمد امين » را مورد بررسى قرار مىدهيم : او مىگويد : « آيين يهوديت در تشيّع از طريق اعتماد به « رجعت » خودنمايى كرده است ! » . ولى اى كاش مىدانستيم آيا عقيدهء به « رجعت » يكى از اركان و اصول مذهب شيعه است تا موجب ايراد بر اين مذهب گردد و بگويند يهوديت در آيين تشيّع از طريق قول به رجعت خودنمايى كرده است ، آيا كسى كه اطلاع او از مذهبى تا اين پايه سطحى مىباشد بهتر اين نيست كه سكوت اختيار كند . در ميان عرب ضرب‌المثلى است مىگويند : « إذا لَمْ تَسْتَطِعْ أمْراً فَدَعْهُ ؛ كارى را كه از تو ساخته نيست رها كن ! » . روشنتر بگوييم : موضوع رجعت اگر چه نزد شيعيان از ضروريات محسوب
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 159
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 89 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء