من در نظر نداشتم هيچ يك از اين مطالب را به رشته تحرير در آورم اما بىاختيار قلمم اين راه را پيمود و اين حقايق را تشريح كرد ، اميد است نويسندگان معاصر و آيندگان ، هنگام نوشتن فكر كنند چه مىگويند و چه مىنويسند و بدون تحقيق هر چه بر قلم آنها جارى گشت ننويسند ( و بدانند قلمهاى نقاد و موشكافى به دنبال آنهاست و گفتههاى آنان را مو به مو بررسى و تجزيه و تحليل مىنمايند ) .
اميرمؤمنان على عليه السلام چقدر عالى فرموده :
« لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَقَلْبُ الأحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ » « 1 »
؛ زبان مرد دانا و فهميده در پشت قلب اوست ( نخست فكر مىكند بعد سخن مىگويد ) ولى قلب نادان در پشت زبان او قرار دارد ( نخست مىگويد و بعد فكر مىكند ! ) .
تهمتهاى ناروا به شيعه
اكنون قسمتى ديگر از گفتار « احمد امين » را مورد بررسى قرار مىدهيم :
او مىگويد : « آيين يهوديت در تشيّع از طريق اعتماد به « رجعت » خودنمايى كرده است ! » .
ولى اى كاش مىدانستيم آيا عقيدهء به « رجعت » يكى از اركان و اصول مذهب شيعه است تا موجب ايراد بر اين مذهب گردد و بگويند يهوديت در آيين تشيّع از طريق قول به رجعت خودنمايى كرده است ، آيا كسى كه اطلاع او از مذهبى تا اين پايه سطحى مىباشد بهتر اين نيست كه سكوت اختيار كند . در ميان عرب ضربالمثلى است مىگويند :
« إذا لَمْ تَسْتَطِعْ أمْراً فَدَعْهُ
؛ كارى را كه از تو ساخته نيست رها كن ! » .
روشنتر بگوييم : موضوع رجعت اگر چه نزد شيعيان از ضروريات محسوب
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 159