تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و اگر منظور گوينده مسألهء شفاعت پيامبر و ائمه عليهم السلام نسبت به بعضى از گنهكاران مىباشد ، اين موضوع ديگرى است كه به موقع خود تشريح خواهد شد ، و شايد مسألهء شفاعت به طور اجمال از ضروريات اسلام باشد كه تمام فرق اسلامى به آن معتقدند . « 1 » گذشته از اين ، همان گفتار سابق را مجدّداً تكرار مىكنيم كه به فرض اينكه شيعه چنين اعتقادى دربارهء گنهكاران مذهب خود داشته باشد و يهود هم چنان اعتقادى دربارهء پيروان خود داشته باشند ، آيا اين اتحاد عقيده موجب مىشود كه كسى بگويد « تشيّع » از « يهوديت » گرفته شده يا آيين يهود در مذهب شيعه خودنمايى نموده است ؟ ! آيا هيچ عاقلى مىتواند بگويد ابوحنيفه فقه خود را از مجوس‌ها گرفته است ، زيرا در بعضى از مسائل نكاح و ازدواج با آنها موافق مىباشد « 2 » به خصوص اينكه اصلًا ايرانى است ؟ آيا اين گونه سخنان بى اساس اثرى جز بر افروختن آتش كينه و عداوت در ميان طوايف مسلمين خواهد داشت ؟ نويسندهء فجرالاسلام سپس اضافه مىكند كه : « آيين نصرانيّت نيز در تشيّع خودنمايى كرده است ، زيرا بعضى از شيعه معتقدند كه نسبت امام به خداوند ، مانند نسبت مسيح است به خدا » ! اگر احمد امين مىخواست اصل امانت را رعايت كند مىبايست هدف خود
هامش
( 1 ) . در قرآن مجيد موضوع « شفاعت » در آيات متعددى ذكر شده است و با كمال وضوح دلالت بر اين موضوع دارد از جمله ، آيات زير است : « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ » ( بقره ، آيهء 255 ) . اين آيه مىرساند كه شفاعت به اذن و فرمان خداوند ممكن است . « وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى » ( انبياء ، آيهء 28 ) . از اين آيه و آيه « فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ » ( مدثر ، آيهء 48 ) استفاده مىشود كه شفاعت كنندگانى وجود دارند ، تنها شفاعت آنها براى عدّه‌اى از تبهكاران سودمند نخواهد شد . خلاصه نمىتوان باور كرد مسلمانى كه به قرآن مجيد احترام مىگذارد اصل مسأله شفاعت را انكار كند ، ولى البتّه شفاعت حد و حدودى و مفهوم خاصى و شرايط معينى دارد كه آن هم اجمالًا قابل انكار نيست ( 2 ) . ر . ك : المبادئ العامة للغته الجعفرى ، ص 317 و ما بعد