و دشمنى در ميان مسلمانان مىافشاند و بزرگترين اسلحه به دست استعمارگران و آنهايى كه با تمام مذاهب دشمنى دارند ، مىدهد ، نابود مىساختند .
آيا اين سخن « احمد امين » « 1 » كه مىگويد : « تشيّع هميشه پناهگاهى بوده براى كسانى كه مىخواستهاند اسلام را نابود كنند » ! « 2 » آتش كينه و عداوت را در قلوب عموم شيعيان جهان روشن نمىسازد ؟
او اين گفتار بى اساس را مىنويسد در حالى كه مىداند سيل انتقاد به دنبال او سرازير مىگردد ، و با اين كار احساسات ميليونها جمعيّت كه گروه بزرگى از مسلمانان را تشكيل مىدهند جريحه دار مىسازد .
از اتفاقات عجيب اينكه همين آقاى « احمد امين » در سال گذشته ( 1349 هجرى ) پس از انتشار كتاب مزبور و اطلاع بسيارى از دانشمندان نجف از آن به اتّفاق هيأتى از دانشمندان و دانشجويان مصرى كه در حدود 30 نفر بودند به نجف اشرف شهر علم و دانش ، آمد و به زيارت باب مدينة العلم ( آستان مقدس اميرمؤمنان على عليه السلام ) مشرف گرديد . او به اتّفاق دوستانش در يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان به ديدن ما آمد ، مجلس پر جمعيّتى بود و مقدارى از شب را با ما گذارندند .
من او را با ملايمت سرزنش كردم ، ولى نمىخواستم همهء گفتنىها را بگويم بلكه با الهام گرفتن از قرآن مجيد : « وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً . . . وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً » ؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند ( و سخنان نابخردانه گويند ، ) به آنها سلام مىگويند . . . و هنگامى كه با لغو و بيهودگى
هامش
( 1 ) . « احمد امين مصرى » آثارى دارد به نامهاى « حياتى » ، « ضحى الاسلام » ، « فجرالاسلام » ؛ در اين سه كتاب ازشيعه و معتقدات آنان انتقاد كرده و در زعماء الاصلاح خود ، محمد بن عبدالوهاب را ستوده است . دربارهء او ر . ك : فرهنگ اعلام تاريخ اسلام ، ج 1
( 2 ) . فجر الاسلام ، ص 230