بلاد علمى اسلامى قرار دارند و نه تنها مورد توجه « عربها » بلكه تمام « مسلمانان جهان » مىباشند ، اين چنين در روشن ساختن حقايق و دريدن پردههاى دروغ كه غالباً مولود اغراض شخصى و هوا و هوسها بوده و يا از اعتماد به مطالب ساختگى افراد نادان سرچشمه گرفته است ، گرفتار بىخبرى شوند ؟
نه ، من هرگز نمىتوانستم گفتار آن جوان را باور كنم تا اينكه در همان ايّام ، كتاب نويسندهء معروف « احمد امين » به نام « فجرالاسلام » ، به دستم رسيد .
در خلال مطالعهء اين كتاب به بحثى كه دربارهء شيعه كرده بود رسيدم ديدم چنان با بىخبرى بحث كرده كه بالاتر از آن قابل تصور نيست .
اگر كسى امروز در دور افتادهترين نقاط « چين » باشد و دربارهء شيعه « چنين مطالبى » بنويسد مسلّماً معذور نيست ، و در خور هرگونه سرزنش مىباشد ، و همين موضوع مدرك روشنى بر صدق گفتار من ، به دستم داد .
* * * من پيش خود فكر مىكردم هنگامى كه يك نويسندهء معروف كتابى مىنويسد و مىخواهد آن را در ميان جمعيّتى كه خداوند صريحاً در قرآن مجيد آنها را برادر يكديگر معرفى كرده ، منتشر سازد ، و در حالى كه اطلاع از وضع اين جمعيّت براى او بسيار سهل و آسان بوده است ، با اين همه آن طور دروغپردازى مىكند و تهمت و افترا بر اين گروه مىبندد ؛ ديگر چه انتظارى از توده مردم و افراد ناآگاه مىتوان داشت ؟ !
با اينكه هر انسان با شعورى مىداند امروز تا چه اندازه ما نيازمند به تحكيم پيوندهاى محبّت و دوستى و اتحاد هستيم .
مسلمانان جهان نمىتوانند بدون حفظ اصول اتحاد و همبستگى به زندگى خود ادامه دهند ، نه « زندگى » آبرومندى خواهند داشت و نه « مرگ با شرافتى » !
راستى اگر مسلمانان حقيقت مذهب شيعه را در مىيافتند و منصفانه دربارهء برادران خود قضاوت مىكردند اين گونه نشريات آلوده و مسموم را كه بذر نفاق
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٥