تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

سبب تأليف اين كتاب

دوسال پيش يكى از جوانان پرشور كه با يك هيأت علمى از طرف دولت « عراق » براى تحصيل در « دارالعلوم العليا » به « مصر » فرستاده شده بود ضمن نامهء مشروحى به من نوشت : « . . . من با بعضى از دانشمندان و علماى بزرگ دانشگاه « الازهر » رفت و آمد دارم و گاه و بى گاه سخن از « نجف اشرف » و علما و دانشمندان آن و نوع تحصيل در اين مركز بزرگ علمى و چگونگى شركت دانشجويان دينى از نقاط مختلف در آن به ميان مىآيد . من مشاهده مىكنم كه « علماى الازهر » اهميّت فوق العاده‌اى براى « علماى نجف » قايل هستند و افكار بلندشان را مىستايند ؛ ولى غالباً به دنبال مدح و تمجيد اين جمله را اضافه مىكنند : « اما . . . متأسّفانه شيعه هستند ! » . اين جوان سپس مىنويسد : « من از اين گفتار بسيار تعجب مىكردم و مىگفتم : مگر شيعه بودن گناه است ؟ مگر شيعه‌ها يكى از مذاهب مسلمانان نيستند ؟ ! » . ولى آنها در جواب ، مطالبى مىگويند كه با كمال تأسف خلاصه‌اش اين مىشود : « نخير ، شيعه‌ها مسلمان نيستند ، و مذهب تشيّع از اسلام جداست ؛ اصلًا سزاوار نيست دين ومذهب شناخته شود ، اين آيينى است كه « ايرانيان »