است ولى با گذشت مدت كوتاهى به وسيله خود پيامبر نسخ آن حكم اعلام گردد و حكم ديگرى به جاى آن قرار داده شود .
مسلماً ظهور حكم اوّل در ابديت ، و سپس نسخ آن ، حكمت و مصلحتى دارد ، « بدا » نيز از همين قبيل است ، منتها بدا در عالم تكوين و در مورد حوادث تكوينى مىباشد و نسخ در عالم تشريع و قوانين دينى . « 1 »
بنابراين همانطور كه نسخ داراى مصالح و حكمت هايى است ، بدا و اخفا يك حقيقت تكوينى و سپس اظهار آن با گذشت زمان نيز مصالحى دارد كه عدم اطلاع ما از آن ، مانع از واقعيت آن نمىگردد .
گذشته از اين يك نوع « بدا » نيز هست كه بر اثر اتصال ارواح پاك انبيا به جهان بالا پيدا مىشود ، آنها به وسيله اين رابطه ممكن است اصل وقوع حوادثى را دريابند ولى از شرايط و موانع آن مطلع نگردند .
مثلًا در داستانى كه از حضرت مسيح عليه السلام نقل شده ، مىبينيم حضرت دربارهء « عروسى » خبر داد كه آن عروس در همان شب زفاف خود مىميرد ، يعنى روح پاك عيسى به واسطهء اتصال به جهان ماوراى طبيعت اين مطلب را درك كرده بود ، ولى او توجه نداشت كه حدوث اين واقعه مشروط به اين است كه كسان عروس به بينوايى صدقه ندهند ، اتفاقاً مادر او كمك به بينوايى كرده بود ، و عروس بر خلاف پيش بينى مسيح عليه السلام سالم ماند . هنگامى كه از وى جريان را پرسيدند فرمود : شايد صدقهاى در اين راه دادهايد ؟ صدقه بلاهاى مبرم را دفع مىكند ! « 2 » همچنين موارد ديگرى نظير آن . « 3 »
گاهى فايدهء اين گونه حوادث امتحان آمادگى اشخاص در راه بندگى و اطاعت
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 126 - / 128
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 94
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 118