ترس خداوند بزرگ به خدمت پيامبر شتافت ، پيامبر به او فرمود :
« إنْ عَادوا لَكَ فَعُدْ لَهُمْ
؛ اگر بازهم گرفتار شدى و از تو خواستند آنچه مىخواهند بگو ، و به اين وسيله اضطراب و وحشت و گريه او را آرام ساخت ) » . « 1 »
نكتهاى كه بايد در اينجا كاملًا به آن توجه داشت اين است كه تقيّه در همه جا يك حكم ندارد بلكه گاهى واجب و گاهى حرام و زمانى نيز مباح مىباشد . « 2 »
واجب بودن تقيّه در صورتى است كه بدون فايدهاى جان انسان به خطر بيفتد ، و حلال بودن آن در صورتى است كه ترك آن يك نوع دفاع و تقويت از حق باشد ، در اينجا انسان مىتواند فداكارى كرده و جان خود را بر سر اين كار بگذارد ، همانطور كه حق دارد از اين ، صرف نظر كرده و جان خويش را حفظ نمايد .
اما در موردى كه تقيّه موجب ترويج باطل و گمراه ساختن مردم ، و تقويت ظلم و ستم مىگردد تقيّه حرام و ممنوع است ؛ بايد در اين گونه موارد از خود گذشتگى به خرج داد و از هر گونه خطرى در اين راه استقبال كرد .
از آنچه گفته شد حقيقت معناى تقيّه و عقيدهء منطقى شيعه در اين زمينه همچون آفتاب روشن گرديد . « 3 » در ضمن اين نكته را بايد خاطرنشان ساخت كه اگر تقيّه در خور ملامت و سرزنش است ، اين ملامت و سرزنش را بايد نسبت به آن اشخاصى كرد كه آزادى عقيده را از شيعه سلب نموده و آنها را مجبور به تقيّه مىسازند نه نسبت به شيعه ، آنها در خور ملامتند نه اينها !
هامش
( 1 ) . اسباب النزول واحدى ، ص 190 ؛ تفسير بغوى ، ج 3 ، ص 86 ؛ تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 121 ؛ تفسير بيضاوى ، ج 3 ، ص 422 ؛ تفسير ابوالسعود ، ج 5 ، ص 143
( 2 ) . ر . ك : رسالة فى التقية از شيخ انصارى ، ص 320 ( ضمن مكاسب چاپ تبريز به طبع رسيده است )
( 3 ) . نگارنده در كتاب « رهبران بزرگ » به مناسبت بحث معصوم بودن انبيا بحث مشروحى درباره « تقيّه » نمودهاست علاقهمندان مىتوانند براى توضيح بيشتر اين موضوع به آنجا مراجعه نمايند . ( رهبران بزرگ ، ص 248 ؛ اعتقاد ما ، ص 101 )