تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
اين گونه اعتقادات فاسد را به فرقهء « مجسمه » نسبت مىدهند ، ولى عقايد آنها را به حساب دين و مذهب نمىتوان آورد بلكه به خرافات و افسانه‌ها شبيه‌تر است تا به مذهب ؛ تا آنجا كه از بعضى از آنها مطالب مضحكى نقل شده كه هر آدم عاقلى از آن شرم دارد ؛ مثلًا يكى از آنها دربارهء جسميت خدا مىگويد : « مرا از آلت جنسى و ريش معذور دار و از غير آن هر چه مىخواهى بپرس » ! ! ( يعنى غير از اين ، همه چيز دارد صحبت اينها را هم نبايد كرد ) . اما بدايى كه شيعه قائل است « 1 » ، و از اسرار آن محمد و علوم اين خاندان محسوب مىگردد و آن قدر به آن اهميّت داده شده كه در اخبار اهل بيت عليهم السلام مىخوانيم : « مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِثْلَ الْقَوْلِ بِالْبِدَاءِ ؛ هرگز كسى خدا را به مانند عقيدهء به بدا پرستش نكرده » « 2 » و « مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ بِالْبِدَاءِ ؛ كسى كه عقيده به بدا ندارد درست خدا را نشناخته » « 3 » و مانند اينها . اين بدا عبارت از اين است كه وقوع حادثه‌اى در لوح « محو و اثبات » پيش‌بينى شده باشد و به وسيله يكى از فرشتگانى كه از لوح محو و اثبات باخبرند ، وقوع اين حادثه در آينده به پيغمبرى خبر داده شود ، و پيامبر نيز به امّت خود خبر دهد كه چنان حادثه‌اى وقوع خواهد يافت . « 4 »
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر دربارهء بدا ر . ك : عقائد صدوق ( ذيل شرح باب حادى عشر ، 73 ) ؛ اوائل المقالات ، ص 53 ؛ عدة الاصول ، ج 2 ، ص 29 ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 146 ، ح 1 ؛ توحيد صدوق ، ص 332 ، ح 1 ؛ بحارالانوار ، ج 4 ، ص 107 ، ح 19 ( 3 ) . به همين مضمون در كافى ، ج 1 ، ص 148 ، ح 13 و 15 و ج 8 ، ص 165 ، ح 177 ؛ توحيد صدوق ، ص 333 ، ح 5 و 6 و ص 335 ، ح 9 ؛ كمال الدين ، ص 106 ؛ بحارالانوار ، ج 4 ، ص 92 باب نسخ و بداء ( 4 ) . جمعى از دانشمندان معتقدند كه منظور از لوح « محو و اثبات » همان « قانون عليت » ( منتها علت ناقصه ) است بنابراين اطلاع بر اين لوح عبارت است از اطلاع بر « متقضيات و اسباب » حوادث گوناگون بدون اينكه از « شرايط و موانع » آن به طور كامل اطلاعى در دست باشد . حوادثى كه از اين طريق پيش بينى مىگردد ممكن است انجام گيرد به اين ترتيب كه اسباب حادثه با شرايط و عدم موانع توأم شود ، و ممكن است بر اثر فقدان « شرايط » و وجود « موانع » صورت نگيرد و لذا آن را « محو و اثبات » ناميده‌اند . اما « لوح محفوظ » همان « علل تامه » حوادث و پديده‌هاى گوناگون مىباشد . اطلاع بر اين علل كه مجموعه‌اى از « اسباب و شرايط و فقدان موانع » است منحصر به ذات خداوند متعال مىباشد ، بديهى است در اين قسمت هيچ گونه تغيير و تبديلى رخ نخواهد داد