در حالى كه بعداً آن حادثه به وقوع نمىپيوندد ، علت آن اين است كه حوادث پيش بينى شده در لوح محو و اثبات ( چنان كه از نامش پيداست ) قابل تغيير است و ممكن است خدا آن را محو كرده حادثهء ديگرى به جاى آن قرار دهد ، و هيچ كس جز او از اين حقيقت باخبر نيست .
زيرا اين همان مقام علم مكنون و خاص خداست و هيچ پيامبر و ملكى راه به آن ندارند ، اين همان حوادث « لوح محفوظ » است كه در قرآن از آن تعبير به « ام الكتاب » شده است .
ولى انبيا و فرشتگان تنها از حقايق لوح محو و اثبات باخبرند و علوم آنها از آن تجاوز نمىكند و در قرآن از آن چنين تعبير شده است :
« يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ » ؛ خداوند هر چه بخواهد محو و هرچه را بخواهد ثابت نگه مىدارد و « امالكتاب » [ / لوح محفوظ ] نزد اوست » . « 1 »
ممكن است بعضى از افراد كم اطلاع در اينجا ايراد بگيرند كه اين مخفى كردن حقيقت و اظهار غير آن كه به وسيلهء لوح « محو و اثبات » صورت مىگيرد از قبيل بيان و خلاف و اغراى به جهل است و اين كار صحيحى نيست .
اما بايد توجه داشت كه اين گونه امور حتماً داراى مصالح و حكمتهايى است كه از قدرت درك ما خارج مىباشد .
براى روشن شدن اين حقيقت بايد مقايسهاى ميان « نسخ » و « بدا » به عمل آيد .
مىدانيم كه نسخ احكام از نظر همهء مسلمانان جايز است . يعنى ممكن است حكمى در شريعت جعل شود و مردم از ظاهر آن چنان تصور كنند كه يك حكم ابدى است ولى با گذشت مدت كوتاهى آن چنان تصور كنند كه يك حكم ابدى
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 39