چرا مقام قاضى اين قدر ارجمند و و الا نباشد ؟ در حالى كه قاضى ، امين الهى بر مقدسات سه گانه « جان و مال و ناموس » مردم است ، ولى به همان اندازه كه مقام قاضى بلند است خطر و لغزش او هم بزرگ و غير قابل جبران مىباشد !
در احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام دربارهء خطر قضاوت تغييراتى ديده مىشود كه پشت انسان را مىلرزاند مانند :
« القَاضي عَلى شَفِيرِ جَهَنَّمَ
؛ قاضى بر لب دوزخ قرار گرفته » « 1 » ، و
« لِسَانُ الْقَاضِي بَيْنَ جَمْرَتَيْنِ مِنْ نارٍ
؛ زبان قاضى در ميان دو شعلهء آتش است » . « 2 »
در حديثى كه حضرت به « شريح » قاضى فرمود :
« يَا شُرَيْحُ ! قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لَايَجْلِسُهُ إلّانَبِيٌّ أوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ أوْ شَقِيٌّ
؛ اى شريح ! جايى نشستهاى كه كسى جز پيغمبر يا وصى پيغمبر يا شقى در اينجا نمىنشيند ! » . « 3 »
در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود :
« مَنْ جُعِلَ قَاضياً فَقَدْ ذُبِحَ بِغَيْرِ سِكِّينٍ !
؛ كسى كه به منصب قضاوت نصب گردد سر او را بدون كارد بريدهاند ! و امثال اين احاديث فراوان است » . « 4 »
موضوعى كه در اينجا يادآورى آن لازم است اينكه : احكامى را كه شخص فقيه و مجتهد از روى دلايل آن ، استنباط و استخراج مىكند اگر مربوط به يك موضوع « كلّى » باشد آن را « فتوا » مىنامند مثل اينكه بگويد : هيچ كس حق ندارد در مال ديگرى تصرف نمايد ، يا بگويد نزديكى به همسر خود حلال و به زن
هامش
( 1 ) . سنن دارقطنى ، ج 4 ، ص 130 ، ح 4419 ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 193 به همين معنا
( 2 ) . تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 292 ، ح 808 ؛ وسائلالشيعه ، ج 27 ، ص 214 ، ح 33622
( 3 ) . كافى ، ج 7 ، ص 407 ، ح 2 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 5 ، ح 3223 ؛ وسائل الشيعه ، ج 27 ، ص 17 ، ح 33091 ؛ المقنع ، ص 132
( 4 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 230 و 536 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 774 ، ح 2308 ؛ سنن ابىداود ، ج 2 ، ص 158 ، ح 3572