خاطر دوستى يا علاقهاى كه به كسى دارد چيزى به او مىبخشد ) اين را « هبه » مىنمامند .
« هبه » نيز بر دو قسم است :
اوّل : « هبه معوضه » و آن مثل اين است كه كسى بگويد اين لباس را به تو مىبخشم ، به شرط اينكه آن كتاب را به من ببخشى ، او هم قبول كند . اين نوع هبه عقد لازم است و از هيچ طرف قابل فسخ نيست ، مگر اينكه هر دو طرف راضى به فسخ و بهم زدن عقد بشوند .
دوم : هبهء جايزه كه عوضى در برابر آن نيست .
در تمام اقسام هبه ، قبض لازم است و بدون آن صحيح نخواهد بود هبهء جايز را مىتوان حتى پس از قبض ، فسخ كرد ؛ يعنى صاحب مال مىتواند مال خود را پس بگيرد ، مگر در صورتى كه طرف مقابل از خويشاوندان يا زوج يا زوجه باشد ، يا اينكه اصل مال تلف گردد در اين دو صورت فسخ ممكن نيست .
ولى هيچ نوع از انواع « صدقه » قابل فسخ نيست ، و در آن هم قبض شرط است . بنابراين هنگامى كه شخص « واقف » ، صيغه وقف را جارى نمود و مثلًا گفت : « اين خانه رابراى وقف بر فلان اشخاص كردم » و سپس آن را به متولى يا موقوف عليهم تحويل داد ، يا در صورتى كه خودش متولى باشد آن را به نيّت وقف قبض نمود ، در اين صورت ، ديگر قابل بازگشت نيست و نمىتوان آن را خريد و فروش و رهن و تقسيم و امثال آن نمود ، خواه وقف خاص باشد ، مانند :
وقف بر اولاد يا وقف عام باشد ، مانند : وقف مدرسه براى محصلين يا كاروانسرا براى مسافرين و غيره .
فقط در پارهاى از موارد استثنايى كه ضرورت شديدى ايجاب كند ، فروش وقف جايز است و قاعدهء كلى آن اين است كه : در دو صورت عين موقوفه را مىتوان فروخت .
نخست آنجايى كه عين موقوفه به كلى خراب شود به طورى كه منفعت قابل
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٢