خداوند ما و شما را از اين امور حفظ كند و گامهاى ما را در طريق حقيقت از پيمودن راههاى خطا مصون دارد .
از خدا مىخواهيم شما را توفيق دهد تا امثال اين گونه آثار جاويدان و درخشان از خود به يادگار بگذاريد : « « وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ أَمَلًا » ؛ آثارواعمال صالحى كه از انسان به يادگار مىماند بهترين پاداشها را نزد خدا دارند و بهترين مايه اميد انسان مىباشند » . « 1 »
در پايان عالىترين درود و سلام را به شما تقديم مىكنم .
« محمّد حسين آل كاشف الغطا »
يادآورى : اين نكته را نيز خاطرنشان مىسازد كه از جمله مسايلى كه جنابعالى بسيار خوب مورد بحث قرار دادهايد مسأله بطلان طلاق حايض است ، شما حديث « عبداللَّه بن عمر » را به خوبى غربال نمودهايد . « 2 » اين مسأله نيز از جمله مسايلى است كه همهء علماى اماميه در آن اتفاق نظر دارند و طلاق زنى را كه در حال حيض است - جز در موارد معدود استثنايى - باطل مىدانند . « 3 »
دانشمند مزبور پس از نقل اين نامه چنين اضافه مىكند :
اين بود عين نامه « استاد كاشف الغطا » شخصيت بزرگ اسلام ، كه بدون كم و زياد نقل شده ، تنها يك جمله را كه ارتباطى به موضوع مورد بحث نداشت و مربوط به اهداى بعضى از كتابهاى ايشان به من بود ، از آن حذف نمودهام .
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 46
( 2 ) . اشاره به حديثى است كه از « عبداللَّه بن عمر » نقل كردهاند كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله همسر خود را درحال حايض بود طلاق داد - اين حديث از نظر ما صحيح نيست
( 3 ) . در سه مورد طلاق حايض را صحيح دانستهاند : 1 . در حال باردار بودن زن ( بنابر اينكه حمل با حيض ممكن است و توأم گردد ) 2 . در حالى كه زن غايب باشد 3 . در حالى كه نزديكى واقع نشده باشد