تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
سپس به تعقيب بحث طلاق پرداخته و مىفرمايد : « « وَأَشْهِدُوا ذَوَى عَدْلٍ مِّنْكُمْ » ؛ دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد » . « 1 » يعنى در همان مورد « طلاق » كه موضوع اصلى بحث است نه در مورد « رجوع » ؛ زيرا بازگشت اين قيد به « رجوع » كه تبعاً و ضمناً بيان شده از نظر سياق عبارت ناپسند و نامناسب به نظر مىرسد . فى المثل اگر كسى بگويد : « هنگامى كه مرد دانشمندى بر تو وارد شد از او احترام و پذيرايى كن خواه تنها بيايد يا با خدمتكار و رفيق خود ، و بايد هنگام بازگشت به خوبى بدرقه و همراهى كنى » . آيا در چنين جمله‌اى كسى احتمال مىدهد موضوع همراهى ، علاوه بر خود آن دانشمند ، مربوط به خدمتكار و رفيق او باشد ؟ با اينكه جملهء « همراهى و بدرقه » بلافاصله پس از ذكر خدمتكار و رفيق او آمده است ؟ ! در هر حال من تصور مىكنم اين مطلب روى حساب قواعد عربى و ذوق ادبى بسيار روشن است و چيزى نيست كه بر شخصى مانند شما كه در ادبيات عرب مهارت داريد ، جز از جهت غفلت ، مخفى بماند ، والبتّه جاى تعجيب نيست ؛ زيرا گاهى غفلت دامنگير دانشمند و محقق نيز مىشود . ( وللغفلات تعرض للاريب ) « 2 » !
هامش
( 1 ) . سورهء طلاق ، آيهء 2 ( 2 ) . نكتهء ديگرى كه عقيدهء شيعه را در اينجا تأييد مىكند اين است كه به فرض اينكه بخواهيم جمود بر ظهور ابتدايى آيه كنيم و از قراينى كه مؤلف عاليقدر ذكر نموده صرف نظر نماييم باز بايد موضوع حضور دو شاهد عادل را منحصر به طلاق بدانيم ؛ زيرا اين بلافاصله پس از جمله « اوفار قوهن بمعروف » واقع شده و طبق قواعد بايد اين قيد ( حضور دو شاهد عادل ) به جملهء اخير بر گردد مگر اينكه دليلى بر خلاف آن در دست باشد . بنابراين موضوع دو شاهد منحصر به مسألهء « مفارقت » كه همان طلاق بوده باشد ، خواهد بود