در اين نوع طلاق تمام شرايط طلاق لازم است به علاوه يك شرط و آن اينكه بايد زن از مرد كراهت بلكه كراهت شديد داشته باشد همانطور كه قرآن مىفرمايد : « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا » ؛ اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنيد ، گناهى بر آنها نيست كه زن ، فديه و عوضى بپردازد . تا شوهر او را طلاق دهد اينها حدود الهى است از آن تجاوز نكنيد » . « 1 »
در تفسير اين آيه در اخبار و روايات اهل بيت عليهم السلام چنين وارد شده كه اين فديه دادن و جدا شدن زن در صورتى است كه زن به شوهر خود بگويد : به سوگند تو ترتيب اثر نمىدهم ، و حدود و مقررات الهى را در مورد تو اجرا نمىكنم ، حاضر نيستم براى تو غسل جنابت كنم ، و پا در بستر تو نمىگذارم ، و كسانى كه مورد تنفر تو هستند به خانه تو مىآورم ! « 2 »
بديهى است منظور ، گفتن اين الفاظ نيست ، بلكه منظور ، تنفر شديد زن از مرد و عدم امكان بهبود بخشيدن ميان آنها مىباشد .
و اگر تنفر از طرفين باشد آن را « طلاق مبارات » مىگويند . در اين نوع طلاق نيز تمام شرايط طلاق معتبر است ، ولى مرد حق ندارد بيش از مهرى كه به وى داده از او مطالبه كند و هنگام اجراى صيغهء طلاق مىگويد : باراتك على كذا فانت طالق ( به جاى كذا مبلغى را كه زن بخشيده است ذكر مىكند ) .
در طلاق خلع و مبارات « رجوع » نيست و آن را طلاق « بائن » مىگويند ( زيرا موجب جدايى مرد و زن از يكديگر مىگردد ) ولى اگر زن تقاضاى پس گرفتن چيزى را كه داده بنمايد ، مرد حق رجوع پيدا مىكند ، در صورتى كه مدت عدّه تمام نشده باشد .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 229
( 2 ) . ر . ك : تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 117 / 367 ؛ مجمع البيان ، ج 1 ، ص 329 ؛ تفسير قمى ، ج 1 ، ص 75