ادامهء زوجيت باشد در رجوع كافى است و سبب مىشود كه به حال سابق باز گردند .
دو نامهء جالب
مؤلف محترم به مناسبت بحث « عدم لزوم حضور دو شاهد در رجوع » متن دو نامهاى را كه ميان او و يكى از دانشمندان مصرى مبادله شده در پاورقى نقل نموده كه به علت مشروح بودن ، ما آن را در پايان بحث طلاق در متن مىآوريم ) .
* * * در اين سال دانشمند متبحر استاد « احمد محمّدشاكر » ( قاضى شرعى مصر ) كتاب نفيس خود « نظام الطلاق فى الاسلام » را براى من فرستاد . اين كتاب توجه مرا به خود جلب كرد و مرا مجذوب خود ساخت . من اين كتاب را يكى از نيازهاى معاصر يافتم ، و به دنبال آن نامهاى براى مؤلف محترم نوشتم كه او هم آن را در مجلهء با ارزش « رساله » در شماره 157 بعد از مقدمهاى به صورت زير درج فرموده است :
يكى از بهترين و عاليترين نامههايى كه به من رسيد نامهء ارزندهاى بود كه از دوست بزرگ و استاد بزرگوار من ، پيشواى مجتهدين شيعه در نجف اشرف ، علّامه شيخ محمد حسين آل كاشف الغطا بود .
معظم له يكى از آراى مرا در مباحث كتاب در مسأله « اشتراط شهود در صحت رجوع شوهر به زن مطلقهء خود » مورد بحث و انتقاد قرار داده است .
چه اينكه من معتقدم حضور دو شاهد عادل هنگام اجراى طلاق لازم است و اگر بدون حضور دو شاهد ، طلاق صورت گيرد باطل خواهد بود ، اين قول اگر چه بر خلاف مذاهب چهارگانه معروف اهل سنّت است ولى ادلهء شرعيه كه در دست ماست آن را تأييد مىكند و با مذهب ائمه