موضوع صراحت دارد كه سه طلاق در يك مجلس ممكن نيست : « الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ » « 1 » ؛ تا آنجا كه مىفرمايد : « فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ » . « 2 »
تصور مىكنم دربارهء طلاق ثلاث همين مقدار كافى باشد .
اين بود خلاصهاى از طرق جدايى مرد و زن از يكديگر كه شرح بيشتر آن را بايد در كتابهاى گستردهء فقهى مطالعه كرد .
ولى غير از اقسام طلاق كه اشاره شد عوامل ديگرى براى جدايى مرد و زن از يكديگر وجود دارد از جمله عيبهايى است كه در مرد يا زن ممكن است پيدا شود و براى طرف ديگر حق فسخ عقد ازدواج به وجود مىآورد . « 3 »
* * * و نيز از جمله عوامل جدايى مرد و زن از يكديگر « ظهار » و « ايلا » است كه شرح آن درفقهى به طور كامل ذكر شده است .
همچنين دربارهء « عدّه » كه زن بايد پس از جدايى از شوهر نگاه دارد و اقسام آن : عدهء طلاق ، عدهء وفات ، عدهء وطى به شبهه و . . . در كتابهاى مزبور مشروحاً بحث شده ، ولى اجمالًا بايد دانست كه از نظر شيعه عدّهء وفات پس از فوت شوهر در تمام موارد بر زن لازم است حتى در صورتى كه « يائسه » و « صغيره » و « غير مدخول بها » باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 229
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 230 . توضيح اينكه : اوّل آيه به خوبى اين معنا را مىرساند كه طلاقى كه قابل رجوع است دو طلاق مىباشد ( الطلاق مرتان ) و پس از هر كدام از اينها زوج مىتواند رجوع كند و مىتواند نكند : « فَإمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ » و از ذيل آيه استفاده مىشود كه در طلاق سوم رجوع جايز نيست ، بنابراين از مجموع صدر و ذيل آيه مسألهء وقوع سه طلاق در سه مجلس به خوبى استفاده مىشود
( 3 ) . عيوب مجوّز فسخ ازدواج در مردان پنج عيب و در زنان نه عيب است كه شرح آن در كتب فقهى آمده است
( 4 ) . « يائسه » زنى را گويند كه به حد يأس از حمل رسيده باشد و حد آن از نظر شيعه رسيدن زن به پنجاه سالگى است به جز در زنان هاشمى كه حد آن شصت سالگى مىباشد ، « صغيره » دخترى است كه نُه سال كامل ندارد ، و غير « مدخول بها » به زنى گفته مىشود كه شوهر به او نزديكى نكرده باشد