و همچنين عبداللَّه بن مسعود ، مجاهد ، عطاء ، جابر بن عبداللَّه انصارى ، سلمة بن اكوع ، ابو سعيد خدرى ، مغيرة بن شعبه ، سعيد بن جبير و ابن جريح اينها فتوا به جواز متعه مىدادهاند و اين خود تأييد معناى دوم را مىكند . بنابراين آنچه مخالفين ادعا مىكنند : تحريم عقد موقت مورد اتّفاق است گفتار بى اساسى مىباشد . . . « پايان گفتار ابن ادريس » . « 1 »
متانت در بحث و قدرت منطق و استدلال اين دانشمند بر افراد بصير و مطلع كاملًا آشكار است .
سخنى دربارهء ازدواج موقّتازدواج موقّت يك ضرورت اجتنابناپذير اجتماعى است « 2 »
در اينجا بحثى دربارهء « متعه » و پاسخ بسيارى از ايرادهايى كه از عدم توجه به فلسفه ، و شرايط ، و حدود و قيود آن ناشى مىشود ، را بيان مىكنيم .
اخيراً در پارهاى از نشريات يك بحث به اصطلاح علمى دربارهء « ازدواج موقت » تحت عنوان مسألهاى به نام « صيغه » ! مطرح شده بود كه نمونهء كاملى از دخالت افراد غير صلاحيت دار در مسائل حقوقى و مذهبى بود .
گردانندگان اين مجله ضمن سفسطهها و فريبكارىهاى روشنى خواستهاند دربارهء اين قانون اسلامى دست به سمپاشى زده و آن را طور ديگر جلوه دهند .
نظر به اينكه آنها تنها كسانى نيستند كه روح اين قانون عالى اسلامى را
هامش
( 1 ) . السرائر ، ج 2 ، ص 618 - / 620
( 2 ) . اين بحث به قلم شارح و مترجم كتاب مىباشد و در واقع تكميلى است بر اين بحث