تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
يكديگر باشند ، و بر هر كسى سه چيز واجب باشد : ياد گرفتن و عمل كردن ، تعليم به ديگران ، وادار ساختن افراد ديگر به علم و عمل . اينجاست كه انسان از عظمت اين دين و اين مكتب عالى تربيتى در شگفت مىشود ، ولى از آن شگفت‌انگيزتر وضع رقّت بار مسلمانان كنونى است ! كه با داشتن چنين برنامه هايى ، به چه روزى افتاده‌اند ؟ ! * * * اين بود اصول عبادات اسلامى از نظر شيعهء اماميه كه ما فقط به يك اشارهء اجمالى قناعت كرده و شرح و توضيح آن را به كتابهاى گسترده كه بزرگان علما و دانشمندان ما از صدر اوّل اسلام تاكنون نگاشته‌اند وا مىگذاريم . و همان طور كه سابقاً هم اشاره شد تعداد اين كتابها به قدرى زياد است كه تنها آنچه از آن در زمان ما باقى مانده بر صدها هزار كتاب بالغ مىشود ، گذشته از كتابهاى فراوان ديگرى كه به واسطهء عوامل گوناگونى از بين رفته و به دست ما نرسيده است .

معاملات از نظر شيعه

همان‌طور كه قبلًا هم اشاره كرديم معاملات بر چند قسمت است : 1 . معاملات طرفينى : اين گونه معاملات تعهداتى است كه نيازمند به دو طرف مىباشد ، يكى را « موجب » و ديگرى را « قابل » مىگويند . مثلًا آن كس كه مىگويد اين ملك را فروختم « موجب » و آن كس كه مىگويد خريدم يا قبول كردم « قابل » است . اگر معامله بر محور « اموال » دور مىزند آن را « معاوضه » مىگويند ، معاوضات نيز بر دو نوع است : اوّل - « عقود لازم » مانند خريد و فروش ، اجاره ، مصالحه ، رهن ، هبه و بخشش با عوض ، و امثال آنها . اين‌گونه معاملات را گاهى « عقود مغابنه » نيز مىنامند