انجام مىدهند ! » . « 1 »
راستى ؛ آفرين بر آيين اسلام و بر اين وسعت احكام و جامعيت آن ، زيرا آنچه را براى دين و دنياى انسان لازم بوده و آنچه موجب ترقى و پيشرفت و سعادت او مىشده پيش بينى نموده است .
از يك طرف دستورات جامع و قوانين زندهاى براى مردم جهان وضع كرده و اين در حقيقت به منزلهء « قوهء مقننه » است . بديهى است اين قوهء قانونگذارى بدون يك نيروى اجرايى كافى اثرى نخواهد بخشيد لذا در درجهء اوّل ضمانت اجرايى آن را به عهدهء عموم مسلمانان گذارده و امر به معروف و نهى از منكر را وظيفهء فرد فرد آنها قرار داده ، تا هر كس يك « قوهء مجريه » براى آن احكام و مقررات بوده باشد ، همه بر وضع يكديگر نظارت كنند و همه در برابر يكديگر مسئول باشند
« كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ ! »
. اما چون ممكن است در مواردى ، اين ضمانت اجرايى كافى نباشد و عدّهاى از اجراى قوانين سرباز زنند ، لذا در درجه دوم اختيارات وسيعى به حكومت اسلامى و زمامدار و مسئول مطلق جامعه مسلمانان يعنى « امام » يا كسانى كه از طرف او براى اين مقام نصب مىشوند ، داده است .
حكومت اسلامى موظّف است حدود اسلام را جارى سازد ، مجرمان را كيفر دهد ، با ظلم و فساد مبارزه كند و در حفظ استقلال مسلمين و تقويت مرزها بكوشد .
خلاصه فوايد و آثار حيات بخش اين دو قانون بزرگ اسلامى « امر به معروف و نهى از منكر » ، خيلى بيشتر از آن است كه در بيان بگنجد ، ولى آيا اين سياست عالى اجتماعى را در هيچ يك از مذاهب و اديان جهان مىتوانيد پيدا كنيد ؟ ! آيا مكتب و فلسفهاى از اين عميقتر پيدا مىشود كه همهء افراد مراقب و ناظر حال
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء محمّد عبده ، ج 2 ، ص 12 ؛ وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 151 ، ح 21216