تكبر ، خودپسندى ، حسد ، بخل و مانند اينهاست . چنان كه فرمودهاند :
« أعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ
؛ بزرگترين و خطرناكترين دشمن تو همان هوسهاى نفسانى سركش توست ! » . « 1 »
« جهاد اصغر » مقاومت در برابر دشمنان خارجى ، دشمنان حقيقت ، دشمنان عدالت ، دشمنان اصلاحات ، دشمنان فضيلت و دين است .
و از آنجا كه مبارزه با انحرافات اخلاقى و صفات زشت و ناپسندى كه در روح و جان انسان ريشه دوانيده ، كار مشكل و دشوارى است ، پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله اين نوع مبارزه را در پارهاى از سخنان خود جهاد اكبر ناميده است . « 2 »
ياران بزرگوار آن حضرت نيز در تمام طول حيات خود همواره به اين دو جهاد مشغول بودند ، و در سايهء آن ، اسلام را به عالىترين مرحلهء سربلندى و افتخار رسانيدند .
ولى در اينجا يك موضوع باقى مىماند كه اگر بخواهيم به قلم خود اجازه دهيم تصويرى از وضع جهاد مسلمانان گذشته و فداكاريها و جانبازيهاى آنان در راه عظمت و اعتلاى اسلام ، با آنچه امروز مىبينيم بر صفحات كاغذ ترسيم كند ، شايسته است اشكهاى حسرت از چشمهاى ما سرازير گردد و دلها از فرط غم و اندوه شكافته شود !
ولى آيا مىدانيد چرا قلم از نوشتن باز ماند ؟ و با اينكه شعلههاى اندوه غم در سينهام زبانه مىكشد و قلبم را فشار مىدهد حتى قدرت شرح اين ماجرا از من سلب شده است ؟ ! « 3 »
شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت ديگر !
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 118 ، ح 187 ؛ بحارالانوار ، ج 67 ، ص 36 .
( 2 ) . ر . ك : امالى صدوق ، ص 466 ، 712 ح 8 ؛ كافى ، ج 5 ، باب وجوه الجهاد ، ح 3 ؛ الاختصاص ، ص 233 ؛ نوادر راوندى ، ص 21 .
( 3 ) . متأسّفانه جهاد امروز به صورت جنگهاى سرد و گرم داخلى و مبارزات و كشمكشهاى سياسى و مذهبى در ميان خود مسلمانان در آمده است ، شمشيرهايى كه بايد بر فرق دشمنانى كه موجوديت ما را تهديد مىكنند فرود آيد ، بر فرق يكديگر مىكوبيم ؛ و به جاى اينكه تمام نيروهاى مادى و معنوى خود را براى تجديد و عظمت ديرين اسلام بسيج كنيم و از امكانات فراوانى كه خدا در اختيار كشورهاى پهناور ما قرار داده در اين راه استفاده نماييم ، زمينه را با اختلافات خود براى نفوذ استعمار بيگانه فراهم ساختهايم . جمعى مسأله كهنه شدهء تبعيض نژادى را زنده كرده و « قوميت عربيت » را به جاى « اسلام » مورد پرستش قرار داده ! حتى سعى دارند به اسلام نيز رنگ نژاد بدهند و شعار خود را « الحضارة العربية الاسلامية » ! ( تمدن عربى اسلامى ! ) انتخاب نمودهاند و به اين ترتيب حساب خود را از اكثريت قاطع مسلمين جهان جدا ساخته اسلام بدون مرز را در مرزهاى بسيار كوچك محصور ساختهاند !
اينها نه از اسلام اطّلاع صحيحى دارند و نه از شرايط و اوضاع زمان و مسلّماً متفكران و دانشمندان عرب هرگز با اين طرز تفكر نادرست موافق نبوده و نخواهند بود .
عدهاى ديگر نيز با انتخاب روشهاى محلى و تك روى در موضوعات اجتماعى و سياسى و مذهبى به اين پراكندگى كمك مىكنند ، بعضى ديگر با پيوستن به بلوكهاى مختلف ، اصالت و استقلال كامل خود را از دست داده و به صورت يك عضو وابسته به ديگران درآمدهاند و نتيجهء آن همين وضعى است كه امروز مشاهده مىكنيم و با آن مواجه هستيم .