تاكنون بوده است ؛ ولى اهل سنّت پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله حق خمس بنى هاشم را قطع كرده و آن را جزء بيتالمال ساختند ، نتيجه اين شد كه نيازمندان بنىهاشم هم از زكات محروم ماندند و هم از خمس !
گويا امام شافعى در كتاب معروف خود به نام « الأمّ » ، ص 69 به همين نكته اشاره مىكند آنجا كه مىگويد : « . . . اما خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله كه به جاى زكات خمس براى آنها مقرر شده به هيچ وجه از زكات و صدقات واجبه نمىتوانند استفاده كنند ، و اگر كسى چيزى به آنها بدهد كافى نيست و تكليف او ادا نمىشود . . . » تا آنجا كه مىگويد : « نپرداختن حق آنها از خمس مجوز اين نمىگردد كه از زكات كه بر آنها حرام است استفاده كنند » !
ولذا فقهاى اهل سنّت هم عملًا باب « خمس » را از كتابهاى خود حذف كرده و در تأليفات خود مطلقاً بحثى تحت اين عنوان ندارند ؛ در حالى كه فقهاى شيعه در هر كتاب كوچك و بزرگ فقهى خود بحث مستقلى دربارهء خمس ، مانند زكات دارند .
فقط دانشمند معروف ابو عبيدالقاسم بن سلام متوفاى 224 هجرى در كتابى كه به نام كتاب الاموال نگاشته و از كتابهاى بسيار نفيس اسلامى است بحث مشروحى دربارهء خمس و چيزهايى كه خمس به آن تعلق مىگيرد و مصرف و ساير احكام آن ، ذكر كرده ، و اتفاقاً اكثر مطالب او موافق عقيدهء مشهور علماى شيعه است ، كسانى كه مايل باشند مىتوانند صفحات 303 تا 349 كتاب مزبور را مطالعه نمايند .
اين بود بحث كوتاهى دربارهء عقيده شيعه در مورد دو عبادت اسلامى كه تنها « جنبه مالى » دارد يعنى خمس و زكات . اما عباداتى كه هر دو جنبه را دارد : هم جنبه بدنى و هم جنبه مالى ، دو چيز است : حج و جهاد .
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠٠