تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
منافاتى ندارد چه از جانب شريعت بدعا مأموريم و خداوند عالم از ما دعا خواسته و آن را كليد سعادت و حاجات ساخته و گفتن اينكه دعا منافى با رضا است مرضى نيست

كلمة في مدع الصّبر

صبر مضطرب نگشتن در بلاها و مصائبست و ضدّ آن جزع و بيتابى است كه عبارتست از رها كردن عنان خود در مصيبت و بلا بفرياد كشيدن آه و وا ويلا و ناله كردن و جامه دريدن و بر خود زدن بلكه عبوس كردن و امثال آن كه سبب كلّى آن ضعف نفس است و از براى صبر اقسام ديگر نيز هست مثل صبر بر مقتضيات شهوات و غيرها و في الحقيقة اكثر اخلاق فاضله داخل در صبر است و مرتبه صبر مراتب رفيعه است و حقتعالى بيشتر خيرات را نسبت بصبر داده است و اكثر درجات بهشت را به آن متعلق ساخته و در هفتاد و چند موضع از كتاب خود ذكر فرموده و اوصاف بسيارى براى صابرين ثابت كرده و از ايشان صلوات و رحمت و هدايت را قرار داده و مژده بودن خود را با ايشان به آنها رسانيده و در احاديث نيز فضيلت بسيار براى صابر وارد شده و روايت شده كه نسبت صبر بايمان مثل سر است به بدن و كسى را كه سر نباشد بدن نميباشد همچنين كسى را كه صبر نباشد ايمان نيست و طريق تحصيل مرتبه صبر مراعات نمودن چند چيز است اول بسيار ملاحظه نمودن احاديثى را كه در فضيلت ابتلاء در دنيا وارد شده و آنكه بازاء هر مصيبتى رفع درجه يا محو سيّئه‌ايست و يقين داند كه خيرى نيست در كسى كه ببلائى گرفتار نشود دوّم متّذكر آن شود كه زمان مصيبت اندك و وقت كوتاهست و عنقريب از آن مستخلص شده به خانه راحت و استراحت ميرود
بگذرد اين روزگار تلختر از زهر * بار دگر روزگار چون شكر آيد