و صاحب اين مرتبه پيوسته در بهجت و لذّت و سرور و راحتست چه تفاوتى نميباشد نزد او ميان فقر و غنا و راحت و عنا و عزت و ذلت و مرض و صحّت زيرا كه همه را از خدا ميداند و بواسطه محبّت حق كه بر دل او رسوخ كرده بر همه افعال او عاشقست و آنچه از او ميرسد بر طبع او موافق است و ميگويد
عاشقم بر لطف و بر قهرش بجدّ * بو العجب من عاشق اين هر دو صد
و صبر و رضا راس همه طاعاتست از حضرت صادق ( ع ) منقولست كه فرمود شگفت دارم از كار مرد مسلم كه خدا هيچ امرى از براى او مقدّر نميكند مگر آنكه خير او باشد اگر مالك مشرق و مغرب را به او عطا فرمايد باز خير او است و در حديث قدسى است كه حقتعالى فرمود منم خدائى كه بجز من خدائى نيست پس هر كه صبر نكند بر بلاى من و راضى نشود به قضاى من و شكر نكند از براى نعماى من پس طلب كند خدائى سواى من و بدان كه مرتبه رضا از ثمرات محبّتست و طريق تحصيل آن سعى در تحصيل محبّت الهيست بدوام ذكر و فكر و ساير چيزهائى كه موجب محبّت الهيست بعلاوه آنكه مدبّر نمايد كه از نارضائى او چه مىآيد و كراهت و سخط او چه فايده ميبخشد نه از براى خاطر او تغيير قضا و قدر داده مىشود و نه به جهت تسلّى قلب او تغيير اوضاع كارخانه هستى مىشود و بر تشويش بر آيند و تدبير كار بجز تضيع روزگار و بردن بركات دقت فايده متّرتب نميگردد و بايد طالب مرتبه رضا آيات و اخبارى كه در رفعت مرتبه اهل بلا رسيده ملاحظه نمايد و بداند هر رنجى را در عقب گنجى و هر محنتى را راحتى در پيش است پس باميد ثوابهاى پروردگار خود چون مردان مرد بيابان بلا را بقدم صبر به پيمايد تا دشواريهاى اين به او آسان نمايد چون مريض كه متحمّل حجامت و فصد و خوردن دواها ميگردد و بايد دانست كه رضا با دعا كردن