تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
بر اين خاك چندين صبا بگذرد * كه هر ذرّه از وى به جائى برد
پس لختى بر احوال خود تأمّل كن كه تو هم نيز مثل ايشان خواهى گشت و عمرت بسر آيد و علامت مرگ از هر طرف ظاهر گردد اطبّاء از معالجه‌ات دست كشند و اعضايت از حركت باز ماند و عرق مرگ بر جبينت ظاهر شود و ملك الموت بامر پروردگار در آيد و خواهى نخواهى چنگال مرگ بر جسم ضعيف تو افكند و ميان جسم و جانت جدائى اندازد و دوستان و برادرانت ناله حسرت در ماتمت ساز كنند و احبّاء و ياران بمرگت گريه آغاز كنند پس بر مركب تابوت سوارت كرده بزندان گورت در آورند و ترا در وحشت آباد گور تنها گذارده برگردند پس افسوس خورى بر ايّام حيات و زندگانى و صحّت و جوانى و فراغت خود را در دنيا كه هفت از دست دادى و براى آخرت خود ذخيره ننهادى و زبان حالت مترنّم به اين مقال باشد
دريغا كه بيما بسى روزگار * برويد گل و بشكفد نو بهار بسى تير و ديماه و ارديبهشت * بيايد كه ما خاك باشيم و خشت تفرّج كنان بر هوا و هوس * گذشتيم بر خاك بسيار كس كسانى كه از ما بغيب اندرند * بيايند و بر خاك ما بگذرند پس از ما بسى گل دهد بوستان * نشينند با يك دگر دوستان

كلمة في مدح الرّضا

مراد رضا ترك اعتراض بر مقدّرات الهيّه است در باطن و ظاهر قولا و فعلا