و فارغ كسى است كه يكباره دست از آنها بر دارد پس كسى كه سنّ او بحدود چهل سالگى رسيد و ديگر فكر دنيا كردن او از غفلت و فريب شيطانست چه كه لذّت و كامرانى گذشت و روزگار نشاط و شادمانى سر آمد و هر روز عضوى از اعضاى او كوچ مىكند و بيچاره از آن غافل و در فكر باطلست يا ابناء الاربعين زرع قد دنى حصاده
چو دوران عمر از چهل در گذشت * مزن دست و پا كابت از سر گذشت
چو باد صبا بر گلستان وزد * چميدن درخت جوان را سزد
نزيبد ترا با جوانان چميد * كه بر عارضت صبح پيرى دميد
دريغا كه فصل جوانى گذشت * بلهو و لعب زندگانى گذشت
و علاج طول اهل ياد مرگست چه خيال مردن آدمى را از دنيا دلگير و دل را از دنيا سير ميسازد و از اين جهت حضرت رسول ( ص ) فرمود بسيار ياد آوريد شكننده لذّتها را و مرويست كه هيچ خانوادهاى نيست مگر آنكه ملك الموت شبانه روزى پنج مرتبه اوقات نماز ايشان را بازديد مينمايد پس اى جان من لختى بقبرستان رو و بر خاك دوستان گذرى كن و بر لوح مزارشان بعبرت نگاه كن و تفكّر كن كه در زير قدمت بفاصله دو ذرع چه خبر و چه صحبت است و لنعم ما قيل
زدم تيشه يك روز بر تلّ خاك * به گوش آمدم ناله دردناك
كه زنهار اگر مردى آهستهتر * كه چشم و بناگوش و رويست و سر