تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مستحب باشد و اصل عدم وجوبست با آن كه اجماع نيز دالست بر عدم وجوب تطهر بر وجه مذكور . دويم آن كه قول او ( والله يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ) دالست بر آن زيرا كه مراد از محبت خداى تعالى پاكان را اراده ء ثواب ايشانست وخشنودى ازيشان به سبب تطهر چنان كه مذكور شد واقل مراتب ثواب وخشنودى خداى تعالى به سبب فعلى استحباب آن فعل است وبرين تقدير آيت مذكوره مبين حكم قسمى از اقسام طهارت مجازيه باشد كه ازاله ء خبث است وايراد او در اين مقام بدين سبب است . و بعضى محققان گفته اند كه ظاهر آنست كه مراد از طهر طهارت حقيقيه باشد كه وضوء و غسل و تيمم است ( 1 ) و بودن بر آن حالت به قرينه ء صيغه ء تطهر واطهار كه دالند بر مبالغه ومكرر ودوام وبرين تقدير آيت دلالت كند بر استحباب بودن بر طهارت كه از قبيل مستحباتست زيرا كه ثنا ومدح ومحبت كه تأكيد اراده است دالند بر استحباب مذكور . وپوشيده نيست كه اين احتمال مناسب سبب نزول آيت مذكوره نيست ( 2 )
هامش
( 1 ) بلكه ظاهر از آيه ء شريفه محبوبيت تحصيل طهارت است مطلقا خواه از نجاست خبيثه باشد و يا از حدث اصغر و يا از حدث اكبر . ( 2 ) هر چند مناسب سبب نزول آيه نيست الا اين كه داخل مفهوم اطلاق آيه است زيرا كه تطهر واطهار براى كسب طهارت است ومتعلق طهارت چون كه مذكور نشده لهذا شامل است بر طهارت از خبث و به طهارت از حدث خواه حدث اصغر وخواه حدث اكبر والكون على الطهارة هم داخل محبوبيت طهارت از حدث است و در عرف وشرع مقدس هم به اين معنى استعمال شده است پس حمل تطهر واطهار بر اين معنى موافق عرف وشرع بوده محتاج ببيان زياده از اين نيست والله هو العالم بآياته ( فائدة ) از قول خداى تعالى ( والله يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ