است ( 1 ) بحسب قواعد اصول مگر آن كه مؤيد شود به اصالت عدم تحريم .
و آن كه روايت كرده اند كه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم كتابت نوشت به هرقل پادشاه روم و در آن كتابت اين آيت را نوشت كه ( يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا الله ولا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً ) آيه ء 64 سوره ء آل عمران تا آخر يعنى اى اهل كتاب بياييد بسوى كلمه ء كه برابر و مشترك است حكم آن كلمه ميان ما وشما و آن كلمه اينست كه عبادت نكنيم مگر خداى تعالى را و شريك نگردانيم با او چيزى را در معبوديت .
و شك نيست كه مقصود از فرستادن كتابت آن بود كه بخوانيد و عمل كنيد به آن با آن كه اكثر ايشان كافر وجنب بودند پس بحسب ظاهر تجويز فرموده باشد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم آن را كه جنب قرائت كند آيت قرآن را ( 2 )
هامش
( 1 ) يعنى دلالت آيه ء ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ) بر جواز خواندن سوره هاى قرآنى غير از سوره هاى عزائم محل تأمل است زيرا كه آيه ء شريفه صريحست در تشريع قرائت آيات قرآنى ولى دلالت آن بر جواز قرائت بر جنب ومحدث محل تأمل است زيرا كه در مقام بيان از تمام جهات نيست تا اين كه به واسطه ء جريان مقدمات الحكمة حكم بجواز مىكنم به استثناى سور عزائم به قرينه ء اجماع مگر اين كه در حل قرائت متمسك به اصالة عدم حرمت باشيم وتائيد مىنماييم حل قرائت را بكتابة حضرت رسول اكرم صلَّى الله عليه وآله وسلَّم به هرقل آيه ء ( يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا ) الخ به تقريبى كه مصنف ره بيان كرده است .
( 2 ) ممكن است نوشتن حضرت رسول اكرم جمله ء ( يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ ) الخ به هرقل به قصد قرآنيت نباشد بلكه به قصد انشاء خود نوشته باشد كه در حقيقة از باب توافق الفاظ كتاب با قرآن است چنانچه در باب دعا شخصى