شد در حق اهل مسجد قبا كه دوست مىداشتند آن را كه استنجا كنند به آب از غايط .
وروايتست از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم كه چون اين آيت نازل شد گفت مر اهل قبا را كه شما چكار مىكنيد در طهارت خود كه خداى تعالى نيكو ثناى گفته است بر شما گفتند كه مىشوييم اثر غايط را به آب . در روايت ديگر آمده است كه گفتند بعد از وضع غايط استنجاء مىكنيم به احجار بعد از آن مىشوييم به آب و اين طريق افضل طرق استنجاست چنان كه در شرع مقرر است .
بدان كه محبت بنده مر خداى تعالى را عبارتست از اراده ء طاعت وعبادت او و هر چيز ديگر را عبارتست از ميل طبيعى او به آن چيز ومحبت خداى تعالى مر بنده را عبارتست از اراده ء ثواب او چنان كه بعضى محققان تحقيق نموده اند ، ومخفى نماند كه سبب نزول اين آيت بنا بروايت مذكوره دالست بر آن كه مراد از تطهر واطهار اينجا طريق افضل استنجاست كه از قبيل ازاله ء خبث است وبرين تقدير آيت مذكوره دلالت مىكند بر آن كه استنجا برين وجه مستحب است ، ووجه دلالت دو چيز مىتواند بود يكى آن كه سوق آيت از براى مدح مسجد قبا و اهل اوست و شك نيست كه مدح خداى تعالى قومى را به تطهر دالست بر استحباب او زيرا كه اقل مراتب مدح خداى تعالى فعلى را آنست كه
هامش
والمطهرين از جهت اشتقاق از باب تفعل استفاده مىشود كه مراد از تطهر كسب طهارت مىباشد چون كه باب تفعل براى كسب وقبول است بخلاف باب تفعيل كه براى تعديه صرفست و طهارت كه به واسطه ء تكسب حاصل مىشود شامل است بر طهارت از خبث و طهارت از حدث خواه حدث اصغر وخواه حدث اكبر پس مضمون آيه محبوبيت طهارت است .
خصوصا به قرينه ء عود ضمير فيه در كلمه ء فيه رجال بر مسجد از جهت اين كه مقصود از طهارت تحصيل شرط صحت نماز است .