يعنى بار خدايا عبادت نكرده ام ترا از جهة ترس دوزخ تو و نه از جهة اشتياق بهشت تو بلكه يافتم ترا مستحق عبادت پس ازين جهت عبادت كرده ام ترا ( 1 ) ونيز خلافست در آن كه در نيت چه چيز معتبر است محققان برآنند كه واجبست در نيت كه قصد كند جنس آن عبادت را كه شروع مىكند در او مثل وضوء و غسل و تيمم و نماز و روزه و غير آن ونوع آن را مثل استباحه ء صلاة در وضوء و غسل و تيمم و ظهر و در ماه رمضان نيت در روزه وخصوص صنف آن را مثل وجوب در واجب وندب در مندوب واداء و يا قضاء شرعا جارى شود در او واشتراط قصد اين امور در نيت از جهت تميز عبادت مقصوده است از غير تا اخلاص آن عبادت از براى خداى تعالى حاصل شود .
و اما قصد اخلاص وقربت ركن اعظم نيت است واجماع است در وجوب او در نيت و بنا بر اين جايز نيست در نيست قصد ريا و نه قصد چيزى ديگر مثل خنكى يا گرمى يا دور كردن چرك در وضوء و غسل و مانند اينها ليكن وجوب قصد اخلاص وقربت در نيت مذكوره مستفاد نگردد زيرا كه آيت مذكوره
هامش
( 1 ) از روايت حضرت على بن ابى طالب ( ع ) استفاده مىگردد كه غايت عبادت آن حضرت اهل بودن حضرت بارى تعالى به عبادت كردن بندگان ونجات ايشان است و اين از بهترين غاياتست ، و معلوم است كه اين معنى معناى قصد قربت نيست و به عبارت ديگر اخلاص وقربت معتبره در عبادات عبارت از آوردن عمل است بعنوان خضوع وكرنش بذات پاك بارى تعالى شأنه و اين معنى مساوق مفهوم آيه ء ( و ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا الله مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ) وهم مساوق معناى عبادتست وقوله تعالى ( مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ) جمله ء حاليه است براى بيان هيئة فاعل به اين معنى كه عبادت بايد بعنوان خلوص به خدا بدون اين كه مشوب به ريا و چيزى كه منافى اخلاص باشد انجام يابد .