الاية الثالثة قوله تعالى فى سورة البينة : ( و ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا الله مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ) ( 1 ) يعنى ومأمور نشده اند اهل كتاب كه يهود ونصارىاند مگر از براى آن كه عبادت كنند خداى تعالى را در حالتى كه به جاى آورنده باشند عبادت را خاص از براى خداى تعالى . بدان كه ضمير ( و ما أُمِرُوا ) راجع است به اهل كتاب كه مذكورند در سابق آيت وقول او ( إِلَّا لِيَعْبُدُوا الله ) استينافست از مقدرى يعنى ما أمروا بشيء الا ليعبدوا الله ودين در لغت بمعنى جز است واينجا بمعنى عبادتست كه جزا و ثواب مترتب است برو به قرينه ء قول او ليعبدوا الله . ومخفى نماند كه اين آيت دلالت مىكند بر وجوب نيست در عبادات بمعنى قصد آنها با اخلاص كه اعتبار آن در نيت متفق عليه است و از جمله ء عبادات اقسام ثلثه ء طهارتست ( 2 ) و به همين مناسبت اينجا مذكور شده است .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٥٤
هامش
( 1 ) آيه 5
چنانچه در فن اصول تحقيق يافته است و به عبارت ديگر خطابات قرآن بعنوان قضاياى شخصيه و يا قضاياى تقديريه و يا قضاياى طبيعيه نيست بلكه بعنوان قضاياى حقيقية است بعنوان ( يا أيها السامع و يا أيها المكلف و يا أيها الذين آمنوا ) و معلوم است كه تكليف قرآن بلكه كليه تكاليف قانون گذاران به اين قبيل خطابات تكاليف خودشان را به جامعه مىرساند وتكاليف در هر دوره به واسطه ء پيشوايان و به واسطه ء علماء بر موجودين رسيده ومىرسيد بدون هيچ محذورى .
( 2 ) بنا بر تحقيق جمعى از اعلام كه اعتبار قصد قربت در صحت وضوء و غسل و تيمم مقرون بدليل محكم نيست مكلف مىتواند بعنوان قصد وضوء و غسل و تيمم وظيفه اشرا انجام دهد بدون قصد تقرب وعملش هم صحيح باشد هر چند داراى اجر و مزد فوق العاده عبادتى نمىباشد .
پس بنا بر اين در آيه ء شريفه دلالت بر اعتبار قصد قربت نيست بلكه بايد از سنت و