تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
گفت فرزند خود اسماعيل را ( اقراء المصحف فقال لست على وضوء فقال لا تمس الكتابة و مس الورق ) يعنى بخوان مصحف را پس گفت اسماعيل كه وضوء ندارم پس فرمود امام عليه السّلام كه مساس مكن كتابت مصحف را ومساس كن ورق نانوشته ء مصحف را . پس ثابت شد كه جايز نيست مس كتابت مصحف محدث وجنب را ( 1 ) و
هامش
( 1 ) جمعى از فقهاء استدلال به حرمت مس محدث كتابت قرآن را بحديث مروى از حضرت ابو الحسن عليه السّلام كرده اند ( وهذا نصه قال المصحف لا تمسه على غير طهر ولا جنبا ولا تمس خطه ولا تعلقه ان الله يقول : لا يمسه الا المطهرون ) . وحال آن كه اين استدلال ضعيف است از جهت اين كه مس مصحف صدق مىكند به مس اوراق وجلد آن ومعلومست كه مس ورق وجلد مصحف حرام نيست و اگر گفته شود كه مراد از نهى مس مصحف در حال غير طهر عبارت از مس كتابت وخط مصحف است آن وقت تكرار بى فائده لازم آيد چون كه مىگويد دوباره خط مصحف را مس مكن وعلاوه خبر شريف نص در نهى زن حايض از تعليق مصحف است و معلوم است كه حمل وتعليق مصحف براى زنان حائض قدغن نيست در شرع پس مراد از اين نهى نهى تنزيهى است نه حرمت تكليفى الزامى . وعلاوه بر اين به حرمت مس مصحف وكتابت وتعليق آن را از آيه ء شريفه استدلال فرموده است ودانستى كه آيه به هيچ وجه دلالت ندارد بر حرمت محدث و بنا بر اين اگر صحت خبر محرز باشد آن وقت استفاده مىشود كراهت مس كتابت وتعليق آن از جهت احترام و يا از جهت ارشاد به محفوظ داشتن آن از سرايت كثافت .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 59 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي