ووجه دلالت او بر وجوب نيت در عبادات آنست كه حصر كرده است خداى تعالى مر اهل كتاب را به عبادت در آن كه غرض ازو آن بود كه به جاى آوردن عبادت را بر وجه اخلاص پس آيت مذكوره دلالت مىكند بر وجوب قصد اخلاص در مطلق عبادات در شريعتهاى سابق و چون نسخ خلاف اصل است لازم آيد كه در اين شريعت نيز واجب باشد واخلاص عبارت از آنست كه خاص گردانند او را به خداى تعالى و غير را دخل ندهند در او واينست مراد از قربت كه در نيت مذكور مىشود .
ليكن خلافست ميان فقهاء در حقيقت اخلاص وقربت .
بعضى گفته اند آنست كه به جا آورده شود عبادت از جهة بيم عذاب خداى تعالى واميد ثواب او .
و بعضى گفته اند آنست كه به جاى آورده شود از جهة تعظيم او ومهابت او بر وجهى كه غير ازو چيزى بخاطر او خطور نكند و اين معنى ظاهرتر است زيرا كه انسب است بمعنى اخلاص از براى خداى تعالى كه تخليص است از غير او وتخصيص است به او .
واقربست به آن كه روايت كرده اند از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود در مناجات ( ما عبدتك خوفا من نارك ولا شوقا إلى جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك )
هامش
احاديث ائمه هدى عليهم السلام استفاده نماييم واخبارى كه اخلاص و قصد قربت را در عبادات معتبر داشته اند مربوط بتفسير آيه نيست چون كه عبادت بودن طهارات ثلث از آيه مستفاد نمىشود پس بايد از محل ديگر كه سنت حضرت رسول ( ص ) كه به زبان ائمه ء هدى ( ع ) صادر شده استفاده بشود .
ولى احتياط طريق نجاتست بايد مكلف عملش را بعنوان قصد قربت انجام دهد تا اين كه يقين به فراغت ذمه حاصل شود .